فصل اول تاریخ هنر ایران پایه دهم هنرستان ما را به دورانی میبرد که هنوز بسیاری از حکومتها و تمدنهای بزرگ تاریخی ایران شکل نگرفته بودند. انسان در این دوره بهتدریج از زندگی ساده و متکی بر شکار فاصله گرفت، کشاورزی و دامپروری را آموخت، روستاها و سپس شهرها را به وجود آورد و همزمان شیوههای تازهای برای ساخت ابزار، سفال، بنا، زیورآلات و آثار هنری پیدا کرد.
به همین دلیل برای فهم فصل اول تاریخ هنر ایران نباید آثار هنری را فقط بهعنوان مجموعهای از اشیای قدیمی حفظ کنیم. مهمتر این است که بدانیم هر تحول هنری نتیجه تغییری در زندگی انسان بوده است. وقتی انسان یکجانشین شد، معماری اهمیت پیدا کرد؛ وقتی نگهداری مواد غذایی ضروری شد، سفالگری رشد کرد؛ وقتی فلز شناخته شد، شکل ابزار و آثار تزئینی تغییر کرد و هنگامی که جامعه پیچیدهتر شد، خط، شهرسازی، معبد و ساختار حکومتی شکل گرفت.
فصل اول کتاب با عنوان دوره پیشتاریخی شامل سه درس است:
درس اول: سپیدهدم هنر و تمدن فلات ایران
درس دوم: هنر و تمدن ایلام
درس سوم: دوره کوچ
این سه درس در واقع یک مسیر تاریخی را نشان میدهند؛ مسیری که از نخستین اجتماعات انسانی آغاز میشود و به جوامعی میرسد که زمینه شکلگیری دولتها و تمدنهای بزرگ تاریخی ایران را فراهم کردند.

درس اول: سپیدهدم هنر و تمدن فلات ایران
آغاز شکلگیری هنر در فلات ایران
برای شناخت هنر ایران باید به هزاران سال پیش بازگردیم. آثار باقیمانده نشان میدهند که از دوره نوسنگی، انسان ساکن فلات ایران فقط به دنبال تأمین غذا و سرپناه نبود، بلکه میل به تصویرسازی، تزئین و بیان تصویری نیز داشت.
در حدود هزاره هشتم پیش از میلاد نمونههایی از فعالیتهای هنری انسان در مناطقی از زاگرس مشاهده میشود. نقاشیهای غاری و صخرهای مناطقی مانند دوشه، هومیان و کوهدشت در لرستان از نمونههای مهم این دوران به شمار میروند.
نکته مهم این است که نقاشیهای اولیه فقط برای زیبایی ایجاد نمیشدند. بسیاری از تصاویر جانوران، انسانها و صحنههای مختلف احتمالاً با شیوه زندگی، شکار، باورها و تجربه روزمره انسان ارتباط داشتند.
بنابراین هنر از همان ابتدا بخشی جدا از زندگی نبود؛ بلکه وسیلهای برای بیان تجربه انسان محسوب میشد.
از زندگی کوچنشینی تا روستانشینی
یکی از مهمترین تحولات این دوران، تغییر شیوه زندگی انسان بود. با گسترش کشاورزی و دامپروری، گروههای انسانی توانستند مدت بیشتری در یک محل باقی بمانند. بهتدریج سکونتگاههای دائمی و روستاها شکل گرفتند.
یکجانشینی چند نتیجه مهم داشت. انسان به فضای زندگی ثابت نیاز پیدا کرد و معماری اولیه توسعه یافت. همچنین ذخیره غلات، آب و مواد غذایی باعث شد ساخت ظروف اهمیت بیشتری پیدا کند.
اینجاست که سفالگری به یکی از مهمترین هنرها و صنایع دوران باستان تبدیل میشود.

سفالگری؛ یکی از مهمترین نشانههای تحول فرهنگی
نخستین سفالها با دست ساخته میشدند و شکل کاملاً منظم و متقارنی نداشتند. اما بهتدریج انسان نهتنها مهارت بیشتری در ساخت ظروف پیدا کرد، بلکه شروع به تزئین آنها نیز کرد.
در هزاره پنجم پیش از میلاد، سفالهای منقوش اهمیت زیادی پیدا کردند. نقوش هندسی و جانوری روی ظروف نشان میدهند که سفال دیگر فقط یک وسیله کاربردی نبود؛ بلکه به بستری برای بیان هنری تبدیل شده بود.
در دورهای که به عصر مس و سنگ یا کالکولیتیک معروف است، سفالهای نخودی، زرد و قرمز با نقوش سیاه و قهوهای بسیار رایج شدند.
طرحهایی مانند خطوط، مثلثها، اشکال هندسی، جانوران و ترکیب نقشهای طبیعی و انتزاعی روی این ظروف دیده میشود.
چرا سفال برای تاریخ هنر اهمیت زیادی دارد؟
سفال از مقاومترین اشیایی است که از تمدنهای باستانی باقی میماند. باستانشناسان با بررسی شکل، رنگ، جنس و نقوش سفال میتوانند اطلاعات زیادی درباره زمان، محل زندگی، ارتباطات فرهنگی و حتی باورهای یک جامعه به دست آورند.
به همین دلیل در مطالعه تاریخ هنر ایران بارها با سفال روبهرو میشویم.
اختراع چرخ سفالگری و تحول در ساخت ظروف
حدود هزاره چهارم پیش از میلاد استفاده از چرخ سفالگری گسترش یافت.
این اتفاق بسیار مهم بود؛ زیرا سفالگر میتوانست ظروفی منظمتر، متقارنتر و ظریفتر تولید کند.
در مناطقی مانند تپه سیلک، تپه حصار، تل باکون و شوش نمونههای مهمی از این سفالها پیدا شده است.
کاسهها، جامها، پیالههای پایهدار و ظروف دهانگشاد از شکلهای رایج بودند. زمینه بسیاری از آنها نخودی یا کرم بود و با نقوش سیاه یا قهوهای تزئین میشد.
اینجا میتوان یک رابطه مهم را مشاهده کرد:
پیشرفت فناوری → افزایش مهارت در تولید → پیچیدهتر شدن هنر
چرخ سفالگری فقط یک ابزار صنعتی نبود؛ بلکه امکان خلق فرمهای هنری تازه را نیز فراهم کرد.
تمدنهای دشت لوت؛ جیرفت، تپه یحیی و شهداد
با ورود به هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد، با مراکز پیشرفتهتری در فلات ایران روبهرو میشویم.
کاوشهای باستانشناسی در مناطقی مانند جیرفت، تپه یحیی و شهداد نشان دادهاند که جنوب شرقی ایران دارای مراکز مهمی از تولید و تجارت بوده است.
یکی از ویژگیهای مهم این مناطق ساخت اشیای سنگی، بهخصوص ظروف تزئینی بود.
سنگهای نسبتاً نرم امکان کندهکاری و ایجاد نقشهای پیچیده را فراهم میکردند. بعضی از این اشیا از منطقه تولید خود خارج شده و به سرزمینهای دیگر انتقال پیدا میکردند.
این موضوع یک نکته مهم را نشان میدهد: تمدنهای فلات ایران جدا و منزوی نبودند، بلکه میان مناطق مختلف ایران و سرزمینهایی مانند میانرودان ارتباط تجاری و فرهنگی وجود داشت.
جیرفت و هنر سنگی
جیرفت یکی از مهمترین مراکزی است که هنگام مطالعه هنر باستانی جنوب شرق ایران باید به خاطر سپرد.
آثار سنگی این منطقه معمولاً با نقشهای پیچیده جانوری، انسانی و ترکیبی تزئین شدهاند.
وجود چنین آثاری نشان میدهد که صنعتگران این مناطق علاوه بر مهارت فنی، از نظام تصویری و زیباییشناسی پیشرفتهای برخوردار بودهاند.
در واقع در این مرحله دیگر با یک ظرف ساده برای استفاده روزمره مواجه نیستیم؛ فرم، نقش و تزئین اهمیت مستقلی پیدا کردهاند.

شهر سوخته؛ نمونهای از یک جامعه پیشرفته
یکی دیگر از مراکز بسیار مهم این دوره شهر سوخته در سیستان است.
شهر سوخته به دلیل مجموعه متنوع یافتههای باستانشناسی اهمیت دارد. معماری، صنایع دستی، فلزکاری، سنگهای تزئینی و آثار مرتبط با زندگی روزمره همگی نشان میدهند که با جامعهای سازمانیافته روبهرو هستیم.
در کتاب تاریخ هنر ایران به اهمیت مفرغسازی در این منطقه اشاره شده است.
مفرغ چیست؟
مفرغ یا برنز آلیاژی است که عمدتاً از ترکیب مس و قلع ساخته میشود. استفاده از آلیاژ باعث میشد ابزار و اشیایی مقاومتر از نمونههای مسی تولید شود.
شناخت مفرغ یکی از مراحل بسیار مهم پیشرفت فناوری در جوامع باستانی بود.
در شهر سوخته همچنین شواهدی از سیستمهای آبرسانی، تولید زیورآلات و استفاده از سنگهایی مانند لاجورد و فیروزه به دست آمده است.
کتاب از یک جمجمه کشفشده در این منطقه نیز بهعنوان شاهدی بر انجام نوعی عمل جراحی در آن دوران یاد میکند.
این یافتهها نشان میدهند که مفهوم «تمدن» تنها به هنر محدود نیست؛ دانش فنی، پزشکی، معماری، تجارت و سازمان اجتماعی همگی در کنار یکدیگر رشد میکنند.
شهداد و آغاز گسترش فلزکاری
شهداد در کرمان یکی دیگر از مراکز مهم جنوب شرقی ایران است.
از این منطقه سفال، آثار سنگی، اشیای فلزی و آثار مرتبط با خط تصویری به دست آمده است.
یکی از معروفترین آثار آن پرچم شهداد است که نمونهای شاخص از توانایی فلزکاران این منطقه محسوب میشود.
رشد فلزکاری تحول بسیار بزرگی ایجاد کرد. ابزار فلزی بهتدریج جای بسیاری از ابزارهای سنگی را گرفت و فلز برای ساخت وسایل کاربردی، سلاح، زیورآلات و آثار هنری مورد استفاده قرار گرفت.
هزاره دوم پیش از میلاد و تحول سفال
در هزاره دوم پیش از میلاد، در بخشهایی از غرب ایران نوع تازهای از سفال دیده میشود.
بسیاری از این ظروف دارای زمینه نخودی و نقشهای قهوهای تیره هستند. نقوش هندسی پیچیده در آنها اهمیت زیادی دارد.
تپه گیان در نهاوند یکی از مناطقی است که نمونههایی از این سفالها در آن پیدا شده است.
بنابراین اگر بخواهیم درس اول را بهصورت مفهومی ببینیم، یک مسیر روشن داریم:
انسان ابتدا تصویرسازی میکند، سپس سفال میسازد، سفال را تزئین میکند، چرخ سفالگری را به کار میگیرد، فلز را میشناسد، شهر ایجاد میکند و سرانجام شبکههای گسترده تولید و تجارت شکل میگیرند.
این همان مسیری است که از یک جامعه ساده به تمدن پیچیده منتهی میشود.
درس دوم: هنر و تمدن ایلام
پس از شناخت جوامع آغازین فلات ایران، کتاب وارد یکی از مهمترین تمدنهای ایران باستان یعنی ایلام میشود.
تمدن ایلام اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در این دوره با یک ساختار سیاسی و فرهنگی سازمانیافتهتر روبهرو هستیم.
شوش یکی از مهمترین مراکز تمدن ایلام بود و موقعیت جغرافیایی آن سبب میشد ایلام با مناطق مرکزی ایران، تمدنهای دشت لوت و میانرودان در ارتباط باشد.
بنابراین ایلام را میتوان یکی از حلقههای مهم ارتباط فرهنگی در منطقه دانست.
شوش؛ یکی از مهمترین مراکز تمدن ایلام
شوش از شهرهای بسیار کهن فلات ایران است.
موقعیت مناسب این شهر سبب شد به یک مرکز مهم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شود.
اما نکته مهم درباره تمدن ایلام این است که با وجود ارتباط با سرزمینهای اطراف، هنر آن هویت مستقل خود را حفظ کرد.
این نکته برای فهم تاریخ هنر بسیار مهم است: ارتباط فرهنگی همیشه به معنی تقلید نیست.
تمدنها میتوانند از یکدیگر تأثیر بگیرند و در عین حال ویژگیهای مخصوص خود را ایجاد کنند.
پیدایش خط در تمدن ایلام
یکی از نشانههای مهم پیچیدهتر شدن جوامع، پیدایش خط است.
ایلامیان از نظامهای نوشتاری استفاده کردند و در کتاب از خط ایلامی مقدم یا آغازین و سپس شکلهای سادهتر نوشتار ایلامی یاد شده است.
خط فقط برای ادبیات استفاده نمیشد. در جوامع نخستین، نیازهای اداری، اقتصادی، ثبت کالاها، مالکیت و امور حکومتی از عوامل مهم گسترش نوشتار بودند.
پس میان سه مفهوم ارتباط نزدیکی وجود دارد:
شهرنشینی، حکومت و خط
هرچه جامعه گستردهتر میشود، نیاز به ثبت و انتقال اطلاعات نیز بیشتر میشود.
سفالگری ایلام
سفالگری همچنان در تمدن ایلام ادامه داشت، اما همزمان استفاده از فلزات گسترش پیدا کرد.
ظروف مفرغی، نقرهای و طلایی بهتدریج اهمیت بیشتری یافتند.
در سفالهای ایلامی نقشهای هندسی مانند خطوط شکسته، مثلث، لوزی و چهارخانه دیده میشود. تصاویر جانوران، پرندگان، انسانها و موجودات خیالی نیز در تزئین برخی آثار حضور دارند.
بنابراین هنرمند ایلامی هم از هندسه و هم از طبیعت الهام میگرفت.
پیکرهسازی ایلامی
پیکرهسازی یکی از هنرهای مهم ایلام است.
هنرمندان از موادی مانند سفال و مفرغ برای ساخت پیکره استفاده میکردند.
یکی از مشهورترین نمونهها پیکره ملکه ناپیراسو است.
اهمیت این اثر فقط در ظاهر آن نیست. بررسی شیوه ریختهگری، فرم لباس و جزئیات پیکره اطلاعات ارزشمندی درباره توانایی فنی و فرهنگ ایلامیان در اختیار ما قرار میدهد.
به همین دلیل یک اثر هنری تاریخی میتواند همزمان منبعی برای شناخت هنر، فناوری، پوشاک و جامعه باشد.
نقشبرجسته و نمایش زندگی روزمره
در هنر ایلام نقشبرجستهها نیز اهمیت دارند.
برخی از این آثار موضوعاتی از زندگی مردم را نشان میدهند. برای نمونه، نقشهایی مرتبط با نخریسی و بافندگی شناخته شدهاند.
اهمیت این آثار در آن است که هنر را از فضای کاملاً مذهبی یا حکومتی خارج کرده و بخشی از فعالیتهای روزمره جامعه را نیز به تصویر میکشند.

معماری ایلامی
معماری یکی از مهمترین دستاوردهای تمدن ایلام است.
خشت و آجر از مصالح اصلی ساختمانها بودند و سازندگان توانسته بودند بناهای بزرگ و پیچیدهای ایجاد کنند.
مهمترین نمونه معماری این دوره زیگورات چغازنبیل است.
زیگورات چیست؟
زیگورات نوعی بنای مذهبی بزرگ و طبقهطبقه است که شکل کلی آن حالت برجمانند دارد.
چغازنبیل نشان میدهد که معماری در تمدن ایلام دیگر فقط ساخت خانه و محل زندگی نبود. ساخت بناهای مذهبی عظیم به دانش مهندسی، سازمان اجتماعی، نیروی انسانی فراوان و حکومت قدرتمند نیاز داشت.
بنابراین معماری اینجا نشانهای از قدرت یک تمدن نیز هست.
تزئینات معماری چغازنبیل
یکی از نکات جالب معماری ایلامی توجه به تزئین بناهاست.
در چغازنبیل از آجر و عناصر لعابدار استفاده شده و مواد مختلف در تزئینات معماری به کار رفتهاند.
این نکته نشان میدهد که برای سازندگان فقط استحکام بنا مهم نبوده است؛ ظاهر، رنگ و شکوه بنا نیز اهمیت داشته است.
در نتیجه معماری ایلامی ترکیبی از کارکرد، مهندسی، مذهب و زیبایی است.
مهرسازی در تمدن ایلام
مهرهای سنگی یکی دیگر از آثار مهم این تمدن هستند.
مهرها میتوانستند برای ثبت مالکیت، امور اداری یا ایجاد نقش روی گل نرم مورد استفاده قرار گیرند.
برخی مهرها به شکل استوانهای ساخته میشدند. با حرکت دادن مهر روی سطح گل، نقش حکاکیشده روی آن منتقل میشد.
این آثار کوچک گاهی دارای تصاویر بسیار پیچیدهای هستند.
مهرسازی نمونه خوبی از پیوند میان هنر و زندگی اداری یک تمدن است.
موسیقی در تمدن ایلام
اطلاعات ما درباره موسیقی دوران باستان بیشتر از طریق تصاویر و آثار هنری به دست میآید.
در برخی نقشبرجستههای ایلامی نوازندگان و افرادی که در مراسم حضور دارند دیده میشوند.
پس یک نقشبرجسته فقط یک تصویر زیبا نیست؛ ممکن است مدرکی برای شناخت سازها، مراسم و زندگی فرهنگی یک دوره نیز باشد.
سه دوره اصلی تمدن ایلام
در تقسیمبندی کتاب، تاریخ ایلام به سه مرحله اصلی ایلام قدیم، ایلام میانه و ایلام جدید تقسیم میشود.
در طول این دوره طولانی، هنرهایی مانند شهرسازی، سفالگری، خط، پیکرهسازی، ریختهگری، مهرسازی، بافندگی، معماری، شیشهگری، حجاری و نقشبرجسته گسترش پیدا کردند.
تمدن ایلام سرانجام قدرت سیاسی پیشین خود را از دست داد، اما میراث فرهنگی و هنری آن از میان نرفت.
بخشی از سنتهای هنری و معماری آن را میتوان در دورههای بعدی ایران، بهخصوص دوران هخامنشی، دنبال کرد.
این نکته یکی از مهمترین مفاهیم تاریخ هنر است:
تمدنها ممکن است پایان پیدا کنند، اما سنتهای هنری آنها میتوانند در دورههای بعد ادامه پیدا کنند.

درس سوم: دوره کوچ
درس سوم فصل اول به دورهای میپردازد که جابهجایی جمعیتها و شکلگیری مراکز فرهنگی تازه در بخشهای مختلف فلات ایران اهمیت پیدا میکند.
در نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد مناطق غربی ایران و دامنههای جنوبی البرز شاهد تحولات مهم جمعیتی و فرهنگی بودند.
کتاب مناطقی مانند حسنلو، خوروین، سیلک، تپه گیان، املش، مارلیک و لرستان را از مراکز مهم این دوران معرفی میکند.
کوچ و تغییرات فرهنگی
هنگامی که گروههای انسانی وارد منطقهای تازه میشوند، فرهنگ نیز تغییر میکند.
شیوه ساخت خانه، ظروف، ابزارها، تزئینات، آیینهای تدفین و حتی نوع استفاده از حیوانات ممکن است دگرگون شود.
به همین دلیل باستانشناسان با مشاهده تغییر ناگهانی در نوع سفال یا شیوه دفن مردگان میتوانند متوجه تحولات فرهنگی یک منطقه شوند.
یکی از تغییرات مهم این دوران، دفن مردگان در مکانهایی جدا از فضای مسکونی بود.
همراه مردگان نیز گاهی ظروف، زیورآلات، سلاح و وسایل دیگر قرار داده میشد.
این اشیا امروز منابع مهمی برای شناخت هنر آن دوران هستند.
عصر آهن و سفال خاکستری
در حدود نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد استفاده از آهن اهمیت بیشتری پیدا کرد و دورههایی که با عنوان عصر آهن شناخته میشوند شکل گرفتند.
در بخشهایی از ایران سفالهای خاکستری و سیاه رواج پیدا کردند.
برخی از این ظروف کاملاً صیقلی هستند و شکلهای متفاوتی مانند جام پایهدار، سهپایه، کاسه و ظروف دارای لوله یا دهانه کشیده دارند.
در بعضی نمونهها فرم ظرف از بدن پرندگان و جانوران الهام گرفته است.
این موضوع نشان میدهد که مرز میان سفالگری و پیکرهسازی بهتدریج کمرنگ شده بود.
عصر اول آهن
در تقسیمبندی کتاب، عصر اول آهن تقریباً به دوره ۱۴۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد مربوط میشود.
یکی از ویژگیهای مهم این دوره، سفالهای خاکستری است.
بسیاری از ظروف یافتشده در گورها احتمالاً کاربرد آیینی یا تدفینی داشتهاند و لزوماً وسایل معمول زندگی روزمره نبودهاند.
در نتیجه هنگام بررسی یک اثر باستانی باید همیشه به کارکرد آن نیز توجه کنیم.
یک جام میتواند وسیله نوشیدن باشد، اما ممکن است همان فرم در یک قبر، معنای آیینی یا نمادین داشته باشد.
مارلیک؛ پیوند سفالگری و پیکرهسازی
تپه مارلیک در گیلان یکی از مراکز مهم این دوره است.
در مارلیک ظروف سفالی با فرم جانوری دیده میشوند. ساخت چنین آثاری نشان میدهد هنرمند دیگر فقط به شکل ساده ظرف فکر نمیکرده و فرم جانور را وارد طراحی آن کرده است.
از مارلیک آثار فلزی بسیار ارزشمندی نیز به دست آمده است.
ظروف طلایی، نقرهای و مفرغی با نقوش هندسی، جانوری و موجودات افسانهای نشاندهنده مهارت بالای فلزکاران این منطقه هستند.
جام طلایی مارلیک یکی از آثار شناختهشده این فرهنگ است.
در این آثار بار دیگر جانوران نقش مهمی دارند؛ موضوعی که در بسیاری از دورههای بعدی هنر ایران نیز ادامه پیدا میکند.
عصر دوم آهن و سفالهای تپه سیلک
عصر دوم آهن در چارچوب کتاب تقریباً میان ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد قرار میگیرد.
در این دوران تپه سیلک یکی از مراکز مهم است.
ظروف منقاردار، دهانگشاد و پایهبلند از نمونههای شاخص سفالگری این منطقه هستند.
برخی ظروف با نقشهای جانوری و نقوش هندسی قرمز روی زمینه روشن تزئین شدهاند.
در اینجا فرم ظرف اهمیت زیادی پیدا میکند. دهانه بلند و منقارمانند علاوه بر کاربرد، به ظرف شخصیت بصری خاصی میدهد.
حسنلو؛ معماری و جام طلایی
تپه حسنلو در جنوب دریاچه ارومیه یکی از مهمترین محوطههای باستانی شمال غرب ایران است.
آثار معماری این منطقه شامل ساختمانهایی با فضاهای سازمانیافته و بخشهای ستوندار بوده است.
اهمیت ستون در این معماری قابل توجه است؛ زیرا تالارها و فضاهای ستوندار بعدها در معماری ایران نیز به شکلهای پیشرفتهتری دیده میشوند.
از مشهورترین آثار این منطقه جام طلایی حسنلو است.
ارزش این جام فقط به جنس طلا مربوط نیست؛ تصاویر و ترکیببندیهای روی آن اطلاعات مهمی درباره باورها، داستانها و هنر تصویری آن دوران ارائه میکنند.
عصر سوم آهن و تمدن زیویه
کتاب دوره سوم آهن را تقریباً میان ۱۰۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد قرار میدهد.
یکی از مراکز مهم این دوره زیویه در نزدیکی سقز کردستان است.
وجود یک بنای حکومتی مستحکم بر روی ارتفاع نشان میدهد که مسئله دفاع و قدرت سیاسی اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.
از زیویه اشیای تزئینی مختلف، آثار عاجی و قطعات طلایی به دست آمده است.
نقش جانوران افسانهای و انسانهای بالدار در برخی از آثار نشان میدهد که هنر این منطقه علاوه بر طبیعت واقعی، از موجودات خیالی و نمادین نیز استفاده میکرد.

مفرغهای لرستان؛ یکی از شاخصترین هنرهای دوره کوچ
یکی از مهمترین بخشهای درس سوم مفرغهای لرستان است.
هنرمندان این منطقه مهارت بسیار بالایی در ساخت آثار مفرغی داشتند.
جانوران یکی از اصلیترین موضوعات این آثار هستند. بز، شیر و جانوران ترکیبی یا افسانهای بارها در آنها دیده میشوند.
در بعضی نمونهها پیکرههای انسانی نیز با چهرهها و اندامهایی ساده و اغراقشده ساخته شدهاند.
این آثار الزاماً برای نمایش طبیعت به شکل کاملاً واقعی ساخته نشدهاند. هنرمند ویژگیهای اصلی جانور یا انسان را انتخاب کرده و آنها را به فرم خاص خود تبدیل کرده است.
همین مسئله باعث میشود مفرغهای لرستان سبک بصری قابل تشخیصی داشته باشند.
ارتباط مفرغهای لرستان با اسب
بخش قابل توجهی از اشیای مفرغی لرستان با اسب ارتباط دارند.
لگام، دهنه و قطعات تزئینی وسایل اسب از جمله نمونههایی هستند که در این منطقه یافت شدهاند.
این موضوع نشان میدهد که اسب در زندگی گروههای آن دوران اهمیت زیادی داشته است.
بنابراین حتی شکل یک اثر هنری میتواند درباره شیوه زندگی سازندگانش به ما اطلاعات بدهد.
ارتباط سه درس فصل اول با یکدیگر
اگر سه درس فصل اول را جداگانه حفظ کنیم، ممکن است حجم زیادی از نام مکانها، تاریخها و آثار باعث سردرگمی شود.
اما اگر آنها را یک داستان پیوسته ببینیم، یادگیری بسیار سادهتر خواهد شد.
در درس اول شاهد شکلگیری نخستین جوامع یکجانشین، سفالگری، معماری، شهرنشینی و فلزکاری هستیم.
در درس دوم این دستاوردها در قالب تمدنی سازمانیافتهتر مانند ایلام ادامه پیدا میکنند و خط، معماری مذهبی، پیکرهسازی، مهرسازی و ساختار حکومتی اهمیت بیشتری مییابند.
در درس سوم با جابهجایی جمعیتها، عصر آهن و مراکز فرهنگی تازهای مانند مارلیک، حسنلو، زیویه و لرستان روبهرو میشویم.
در نهایت مجموعه این تحولات زمینه را برای ورود به دوره تاریخی و شکلگیری حکومتهایی مانند مادها و سپس هخامنشیان فراهم میکند.
خط زمانی ساده فصل اول
| دوره تقریبی | تحول مهم | مراکز و نمونههای شاخص |
|---|---|---|
| هزاره هشتم تا ششم پ.م | نوسنگی، کشاورزی، دامپروری، نقاشی و سفال اولیه | دوشه، هومیان، زاگرس |
| هزاره پنجم پ.م | روستانشینی و سفال منقوش | تل باکون، سیلک، شوش |
| هزاره چهارم پ.م | شهرنشینی، چرخ سفالگری، فلزکاری و خط | سیلک، حصار، شوش، جیرفت، شهداد |
| هزاره سوم پ.م | گسترش مفرغسازی و شهرهای پیشرفته | شهر سوخته، شهداد، ایلام |
| هزاره دوم پ.م | گسترش ایلام و تحولات عصر آهن | شوش، چغازنبیل، حسنلو، سیلک |
| هزاره اول پ.م | مراکز فرهنگی عصر آهن و مفرغکاری پیشرفته | مارلیک، زیویه، لرستان |
چگونه فصل اول تاریخ هنر ایران را مفهومی یاد بگیریم؟
برای یادگیری این فصل بهتر است به جای حفظ کردن آثار بهصورت جداگانه، هر اثر را با سه سؤال بررسی کنید:
- کجا ساخته شده است؟
- از چه ماده و با چه تکنیکی ساخته شده است؟
- چه چیزی درباره زندگی و فرهنگ مردم آن دوره به ما میگوید؟
برای مثال اگر نام «مفرغهای لرستان» را میبینید، فقط عبارت «لرستان ـ مفرغ» را حفظ نکنید. به یاد داشته باشید که مهارت فلزکاری، نقش فراوان جانوران و ارتباط بسیاری از اشیا با اسب، ویژگی مهم این آثار است.
اگر «چغازنبیل» مطرح شد، آن را فقط نام یک ساختمان نبینید. این بنا نشاندهنده پیشرفت معماری، مذهب، سازمان اجتماعی، استفاده از خشت و آجر و توجه به تزئینات در تمدن ایلام است.
اگر «سفالهای سیلک» را میخوانید، به تغییر فرم و فناوری سفالگری فکر کنید.
با این روش، تاریخ هنر از مجموعهای از نامها و تاریخها به یک جریان قابل فهم تبدیل میشود.
مهمترین آثار و مکانهایی که در فصل اول باید بشناسیم
برای مرور سریع فصل اول این نامها اهمیت بیشتری دارند:
- دوشه و هومیان: نقاشیها و آثار اولیه دوره نوسنگی
- تل باکون، سیلک، حصار و شوش: سفالهای منقوش و تحولات سفالگری
- جیرفت و تپه یحیی: آثار سنگی و تمدن جنوب شرقی ایران
- شهر سوخته: شهرنشینی، صنایع دستی و مفرغسازی
- شهداد: فلزکاری و پرچم شهداد
- شوش: مرکز مهم تمدن ایلام
- چغازنبیل: شاخصترین نمونه معماری مذهبی ایلام
- پیکره ناپیراسو: نمونه مهم پیکرهسازی و ریختهگری ایلامی
- مارلیک: ظروف فلزی ارزشمند و فرمهای جانوری
- حسنلو: معماری و جام طلایی حسنلو
- زیویه: آثار طلایی، عاجی و هنر عصر سوم آهن
- لرستان: مفرغهای جانوری و تجهیزات تزئینی اسب
نتیجهگیری؛ فصل اول تاریخ هنر ایران چه چیزی به ما میآموزد؟
فصل اول تاریخ هنر ایران داستان شکلگیری تدریجی فرهنگ و تمدن در فلات ایران است.
این داستان از زمانی آغاز میشود که انسان روی دیواره غار تصویر ایجاد میکرد و ظرف سفالی را با دست میساخت. سپس روستاها گسترش یافتند، چرخ سفالگری به وجود آمد، فلزکاری پیشرفت کرد و مراکز شهری شکل گرفتند.
در مرحله بعد تمدنهایی مانند ایلام با ساختار سیاسی، خط، معماری عظیم، پیکرهسازی و هنرهای متنوع ظهور کردند.
پس از آن، تحولات جمعیتی و فرهنگی دوره کوچ و عصر آهن باعث شکلگیری مراکز مهمی مانند مارلیک، حسنلو، زیویه و لرستان شد.
مهمترین نکته فصل این است که هنر همواره همراه با زندگی انسان تغییر میکند.
تغییر در اقتصاد، شیوه سکونت، فناوری، باورهای مذهبی و ساختار اجتماعی مستقیماً بر آثار هنری تأثیر گذاشته است. به همین دلیل مطالعه تاریخ هنر تنها شناخت چند ظرف، بنا یا پیکره قدیمی نیست؛ بلکه راهی برای شناخت شیوه زندگی، اندیشه و فرهنگ انسانهایی است که هزاران سال پیش در فلات ایران زندگی میکردند.
این نگاه مفهومی کمک میکند مطالب فصل اول نه به شکل اطلاعات پراکنده، بلکه بهعنوان یک مسیر تاریخی منظم در ذهن باقی بمانند.
دیدگاهتان را بنویسید