فصل سوم تاریخ هنر ایران یکی از گستردهترین و مهمترین بخشهای کتاب تاریخ هنر ایران پایه دهم هنرستان است. در این فصل با دورهای روبهرو میشویم که ساختار فرهنگی و هنری ایران پس از ورود اسلام دچار تحولات بزرگی میشود، اما بسیاری از سنتهای کهن ایرانی از بین نمیروند. آنها با نیازها و باورهای جدید ترکیب میشوند و بهتدریج چیزی را شکل میدهند که امروز از آن با عنوان هنر ایرانی ـ اسلامی یاد میکنیم.
اگر در فصل دوم با هنر ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی آشنا شدیم، در فصل سوم میبینیم که بسیاری از تجربیات همان دورهها، بهویژه در معماری، گنبدسازی، آجرکاری، فلزکاری و نقاشی، با شکل و کاربردی تازه ادامه پیدا میکنند.
مهمترین نکته برای درک فصل سوم تاریخ هنر ایران این است که هنر این دوره را نباید نتیجه یک تغییر ناگهانی بدانیم. شکلگیری هنر اسلامی در ایران یک فرایند تدریجی بود. معماران، سفالگران، خوشنویسان، فلزکاران و نقاشان ایرانی سنتهای گذشته را حفظ کردند، اما آنها را با باورها، نیازهای اجتماعی و شرایط سیاسی جدید هماهنگ ساختند.
فصل سوم کتاب با عنوان دوره میانه شامل پنج درس و با همین ترتیب است:
- درس هشتم: هنر و تمدن ایران در سدههای اول تا سوم هجری
- درس نهم: هنر و تمدن ایران در سدههای چهارم تا ششم هجری
- درس دهم: هنر و تمدن ایران در سده هفتم و هشتم هجری
- درس یازدهم: هنر و تمدن ایران در اواخر سده هشتم و نهم هجری
- درس دوازدهم: هنر و تمدن ایران در سده دهم و یازدهم هجری
درس هشتم: هنر و تمدن ایران در سدههای اول تا سوم هجری
آغاز دورهای تازه در هنر ایران
ورود اسلام به ایران فقط یک تحول سیاسی نبود. ساختار اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه نیز تغییر کرد و طبیعی بود که هنر و معماری هم تحت تأثیر قرار بگیرند.
بااینحال هنر ساسانی ناگهان کنار گذاشته نشد. بسیاری از معماران و صنعتگران همان تجربههای گذشته را ادامه دادند و آنها را با نیازهای جامعه اسلامی هماهنگ کردند.
کتاب نیز بر همین استمرار تأکید دارد و توضیح میدهد که معماری سدههای نخست اسلامی ایران تا حد زیادی بر پایه سنتهای معماری ساسانی توسعه یافت. در این دوره بناهای تازهای مانند مسجد، مدرسه و آرامگاه نیز متناسب با نیازهای جامعه اسلامی شکل گرفتند.
معماری آغازین اسلامی و ادامه سنت ساسانی
یکی از بهترین راهها برای فهم معماری این دوره، مقایسه آن با معماری ساسانی است.
ساسانیان در ساخت طاق، گنبد، ایوان و فضاهای ستوندار تجربه فراوانی داشتند. معماران دوره اسلامی بسیاری از این عناصر را حفظ کردند، اما کاربرد آنها تغییر کرد.
در ابتدا حتی بعضی بناهای قدیمی با تغییر کاربری مورد استفاده قرار گرفتند. سپس مسجدسازی بهتدریج اصول و ویژگیهای مستقل خود را پیدا کرد.
نخستین مساجد ایران
مسجد در جامعه اسلامی فقط محل عبادت نبود. در بسیاری از شهرها مسجد محل آموزش، اجتماع و حتی رسیدگی به برخی امور اجتماعی نیز محسوب میشد.
نخستین مساجد معمولاً ساختاری ساده داشتند. صحن یا حیاط مرکزی و شبستانهای ستوندار از عناصر اصلی آنها بودند.
کتاب از مسجد تاریخانه دامغان، مسجد فهرج یزد، مسجد جامع شوش، مسجد جامع سیراف و مسجد جامع اصفهان بهعنوان نمونههای مرتبط با مساجد نخستین یاد میکند.

مسجد تاریخانه دامغان
تاریخانه دامغان یکی از بناهای بسیار مهم برای فهم انتقال معماری ساسانی به معماری اسلامی است.
ساختار ستونها و طاقهای این مسجد هنوز تا حد زیادی یادآور معماری دوره پیش از اسلام است، اما بنا برای عملکردی کاملاً اسلامی یعنی مسجد ساخته یا سازماندهی شده است.
همین موضوع یک مفهوم اساسی را نشان میدهد:
هنر جدید همیشه گذشته را حذف نمیکند؛ گاهی گذشته را با کاربردی تازه ادامه میدهد.
آجر؛ ماده اصلی معماری ایرانی
یکی از مهمترین مصالح معماری این دوره آجر بود.
آجر نسبت به سنگ ارزانتر و نسبت به چوب مقاومتر بود. همچنین امکان ساخت طاقها، گنبدها و تزئینات متنوع را فراهم میکرد.
همین انعطاف باعث شد آجر از یک مصالح ساختمانی ساده فراتر برود و به یکی از عناصر اصلی زیباییشناسی معماری ایرانی تبدیل شود.
در دورههای بعد خواهیم دید که هنرمندان حتی بدون استفاده از کاشی، تنها با تغییر نحوه چیدن آجرها، سطح بنا را به یک اثر تزئینی تبدیل میکنند.
محراب؛ یکی از عناصر مهم مسجد
با تثبیت معماری مساجد، محراب اهمیت بیشتری پیدا کرد.
محراب جهت قبله را مشخص میکند و معمولاً در دیوار اصلی شبستان قرار میگیرد. بهتدریج هنرمندان از گچبری، آجرکاری، کتیبهنگاری و بعدها کاشیکاری برای تزئین محراب استفاده کردند.
به همین دلیل محراب در تاریخ هنر اسلامی ایران فقط یک عنصر کاربردی نیست، بلکه بستری برای نمایش هنرهای تزئینی نیز محسوب میشود.
آرامگاه و گنبد
ساخت آرامگاههای گنبددار نیز در این دوران اهمیت پیدا کرد.
یکی از نمونههای مهم، آرامگاه امیر اسماعیل سامانی در بخارا است.
این بنا نمونهای ارزشمند از استفاده هنرمندانه از آجر است و نشان میدهد که چگونه معمار ایرانی میتواند با یک ماده ساده، ترکیبهای بسیار متنوع ایجاد کند.
کتاب این بنا را در ارتباط با تحول آرامگاههای گنبددار و تداوم سنت معماری ایران معرفی میکند.
سفالگری در سدههای نخست اسلامی
سفالگری یکی از مهمترین هنرهای این دوره است.
سفال بیش از بسیاری از آثار دیگر با زندگی روزمره مردم ارتباط داشت. به همین دلیل بررسی ظروف سفالی اطلاعات زیادی درباره سلیقه، فناوری و حتی زبان تصویری مردم آن دوره در اختیار ما قرار میدهد.
در سدههای دوم و سوم هجری، تکنیکها و شیوههای تزئینی سفال بهسرعت پیشرفت کردند.

سفال زرینفام
یکی از نوآوریهای بسیار مهم، زرینفام بود.
در این روش سطح ظرف پس از پخت و تزئین، جلوهای درخشان و فلزگونه پیدا میکرد.
این ظروف میتوانستند بدون استفاده از مقدار زیاد فلزات گرانبها، ظاهر ظروف طلایی و نقرهای را تداعی کنند.
به همین دلیل زرینفام فقط یک تکنیک تزئینی نبود؛ بلکه نشانهای از نوآوری سفالگران نیز محسوب میشود. کتاب پیدایش نقاشی زرینفام روی سفال را از تحولات مهم این دوران میداند.
سفالهای نیشابور و ورود خط به تزئین
یکی از مهمترین اتفاقات سفالگری این دوره، پیوند آن با خوشنویسی است.
روی بسیاری از ظروف، نوشتهها و عبارات با خط زیبا به بخشی از ترکیب هنری تبدیل شدند.
در اینجا دیگر خط فقط وسیلهای برای انتقال جمله نیست. شکل حروف، فاصله آنها و نحوه قرارگیری روی ظرف نیز بخشی از طراحی اثر است.
این ویژگی را در آثار نیشابور بهخوبی میتوان مشاهده کرد.
شکلگیری و گسترش خوشنویسی
با اهمیت یافتن کتابت قرآن، خوشنویسی جایگاه ویژهای در هنر اسلامی پیدا کرد.
خط کوفی یکی از مهمترین خطوط این دوره بود.
ساختار هندسی و منظم کوفی آن را برای استفاده روی معماری، ظروف، پارچهها و آثار مختلف مناسب میکرد.
بهتدریج هنرمندان ایرانی خط کوفی را تغییر دادند و شکلهای تزئینی متنوعی از آن ایجاد کردند.
بعدها با تحول خوشنویسی، خطوطی مانند نسخ، ثلث، محقق، ریحان، توقیع و رقاع توسعه یافتند که به «اقلام سته» یا خطوط ششگانه معروف شدند.
فلزکاری و نقاشی در دوره آغازین اسلامی
فلزکاری نیز پس از دوره ساسانی ادامه پیدا کرد و ظروف و اشیای فلزی مختلف ساخته شدند.
در نقاشی، آثار کمتری باقی مانده است، اما نمونههایی از دیوارنگاری و تصاویر روی سفالها نشان میدهند که سنت تصویری ایران کاملاً از بین نرفته بود.
در حقیقت بسیاری از تجربیات نقاشی پیش از اسلام به شکلهای تازه وارد هنر دوره اسلامی شدند.
درس نهم: هنر و تمدن ایران در سدههای چهارم تا ششم هجری
سدههای چهارم تا ششم هجری یکی از دورههای بسیار مهم رشد هنر ایرانی ـ اسلامی هستند.
در این دوره حکومتهایی مانند سامانیان، آل زیار، آل بویه، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و اتابکان در بخشهای مختلف ایران قدرت داشتند.
در همین زمان زبان و ادبیات فارسی نیز رشد چشمگیری پیدا کرد و معماری، سفالگری، فلزکاری، کتابآرایی، خوشنویسی و بافندگی به مرحلهای پیشرفتهتر رسیدند. کتاب این دوران را زمان گسترش شیوه رازی در معماری و رونق چندین هنر دیگر معرفی میکند.

تحول بزرگ معماری؛ پیدایش مسجد چهارایوانی
یکی از مهمترین تحولات معماری این دوره تبدیل برخی مساجد شبستانی به مساجد چهارایوانی بود.
در مسجد چهارایوانی، در چهار سوی حیاط مرکزی یک ایوان قرار میگیرد.
این الگو به اندازهای موفق بود که بعدها به یکی از شناختهشدهترین ساختارهای معماری ایران تبدیل شد.
مسجد جامع اصفهان از مهمترین نمونههای تحول این ساختار است.
مسجد جامع زواره نیز از نخستین نمونههای کامل و تاریخدار مسجد چهارایوانی معرفی میشود.
معماری رازی
شیوه معماری رایج این دوران در بسیاری از منابع با عنوان شیوه رازی شناخته میشود.
از ویژگیهای آن میتوان به چهارایوانی شدن بناها، گسترش گنبدسازی، استفاده از قوسهای جناقی، آجرکاری پیشرفته، گچبری، منارههای بلند و استفاده محدودتر از کاشیهای تکرنگ اشاره کرد.
در این دوران آجرکاری به مرحلهای بسیار پیشرفته رسید.
هنرمند با تغییر نحوه قرار گرفتن آجر، بافتهای هندسی پیچیدهای روی سطح بنا ایجاد میکرد.
برجهای آرامگاهی
یکی دیگر از بناهای شاخص این دوره برجهای آرامگاهی هستند.
گنبد قابوس، برجهای خرقان، گنبد سرخ مراغه و گنبد کبود مراغه از نمونههای مهم این سنت به شمار میروند.
گنبد قابوس بهخصوص به دلیل فرم کشیده و برجمانند خود بسیار شاخص است.
در این بناها معماری علاوه بر کارکرد آرامگاهی، به نمادی برای نمایش جایگاه و قدرت فرد مدفون تبدیل میشود.
مناره و میل
منارهها در این دوران شکلهای متنوعتری پیدا کردند.
کارکرد مناره فقط گفتن اذان نبود. برخی از برجها و میلها برای راهنمایی مسافران، دیدهبانی یا مشخص کردن مسیرها نیز استفاده میشدند.
این موضوع نشان میدهد که معماری همیشه در پاسخ به نیازهای عملی جامعه شکل میگیرد.
معماری غیرمذهبی؛ کاخ و کاروانسرا
معماری این دوره فقط محدود به مسجد و آرامگاه نبود.
رشد تجارت و ارتباط میان شهرها باعث شد کاروانسراها و رباطها اهمیت بیشتری پیدا کنند.
کاخها نیز برای حکمرانان ساخته میشدند.
رباط شرف از نمونههای شاخص معماری مرتبط با سفر و تجارت و کاخ لشکری بازار غزنه نمونهای از معماری غیرمذهبی این دوران است.
کتابآرایی؛ پیوند خط، تصویر و تزئین
در سدههای چهارم تا ششم، هنر کتابآرایی رشد چشمگیری پیدا کرد.
خوشنویسی، تذهیب، جلدسازی و تصویرسازی در کنار یکدیگر قرار گرفتند و کتاب به یک اثر هنری کامل تبدیل شد.
خوشنویسان نیز با تنظیم دقیق قواعد خطوط، کیفیت نگارش نسخهها را افزایش دادند.
در این دوره، قرآنها و کتابهای ادبی با دقت و زیبایی فراوان کتابت میشدند.
نگارگری و کتاب ورقه و گلشاه
یکی از آثار مهم تصویری این دوران کتاب ورقه و گلشاه است.
در تصاویر این کتاب، رابطه میان شعر و نقاشی اهمیت زیادی دارد.
ویژگیهایی مانند زمینههای رنگی، پیکرههای نسبتاً کوتاه، چهرههای تمامرخ، چشمهای کشیده و استفاده از نقوش گیاهی در نگارگری این دوره مشاهده میشود.
این مرحله را میتوان یکی از پایههای شکلگیری نگارگری کلاسیک ایران دانست.
بافندگی در سدههای چهارم تا ششم
پارچهبافی در این دوره نیز بسیار پیشرفته بود.
نقوش جانوری، پرندگان، درخت زندگی، گیاهان، کتیبه و تصاویر انسانی روی پارچهها استفاده میشدند.
بخشی از این طرحها ادامه سنت ساسانی هستند.
پس بار دیگر میبینیم که یک نقش میتواند قرنها ادامه پیدا کند اما در محیط فرهنگی جدید معنای تازهای پیدا کند.
فلزکاری
فلزکاران این دوران اشیایی با تزئینات بسیار پیچیده تولید کردند.
نقش پرندگان، جانوران، موجودات ترکیبی، نقشهای گیاهی و ترنجها روی ظروف فلزی دیده میشوند.
قلمزنی، حکاکی و استفاده از فلزات مختلف به هنرمند اجازه میداد سطح ظروف را به یک تصویر کامل تبدیل کند.
سفال مینایی
یکی دیگر از نقاط اوج هنر این دوران سفال مینایی است.
روی این ظروف تصاویر رنگارنگی از مجالس بزم، شکار، شخصیتهای انسانی و گاهی داستانهای ادبی دیده میشود.
اهمیت این ظروف در آن است که سفالگر و نقاش عملاً با یکدیگر همکاری میکنند.
در نتیجه ظرف از یک وسیله کاربردی به یک «صفحه نقاشی سهبعدی» تبدیل میشود.
درس دهم: هنر و تمدن ایران در سده هفتم و هشتم هجری
سده هفتم با یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ ایران یعنی حمله مغول آغاز شد.
ویرانی بسیاری از شهرها و مراکز فرهنگی در ابتدا ضربه سنگینی به جامعه ایران وارد کرد.
اما با گذشت زمان و نفوذ دانشمندان، وزیران و هنرمندان ایرانی در ساختار حکومت مغول، شرایط تغییر کرد. برخی حاکمان مغول به حمایت از علم و هنر روی آوردند و دورهای تازه در هنر ایران شکل گرفت. کتاب از مجموعه ربع رشیدی در تبریز بهعنوان یکی از نمونههای مهم فعالیت علمی و فرهنگی این دوران یاد میکند.
معماری در سده هفتم و هشتم
در این دوران بناها مرتفعتر و باشکوهتر شدند.
گنبدهای بلند، ساقههای مرتفع، ایوانهای باریک و بلند و گنبدهای دوپوسته اهمیت بیشتری پیدا کردند.
این شیوه در منابع معماری با عنوان شیوه آذری نیز شناخته میشود.

گنبد سلطانیه
یکی از شاخصترین آثار این دوران گنبد سلطانیه در زنجان است.
ابعاد بزرگ، گنبد مرتفع و فضای داخلی عظیم آن نشاندهنده توانایی بالای معماران ایرانی در مهندسی و ساخت بناهای بزرگ است.
گنبد سلطانیه فقط یک بنای عظیم نیست؛ نمونهای از تکامل تجربه چندصدساله ایرانیان در ساخت گنبد به شمار میرود.
بناهای مهم دیگر
از دیگر بناهای مهم این دوران میتوان مسجد جامع ورامین، مسجد جامع یزد، مسجد جامع کرمان، آرامگاه بایزید بسطامی و آرامگاه شیخ عبدالصمد نطنزی را نام برد.
در این بناها، ارتفاع بیشتر، ایوانهای کشیده و تزئینات گسترده بهخوبی دیده میشوند.
مقرنسکاری
مقرنس یکی از تزئینات مهم معماری اسلامی ایران است.
این تزئین از عناصر کوچک و پلهمانند تشکیل میشود و معمولاً در زیر گنبد، ایوان، طاق یا محل انتقال دو سطح دیده میشود.
مقرنس علاوه بر جنبه زیباییشناسی میتواند گذار میان قسمتهای مختلف بنا را نیز نرمتر کند.
کاشیکاری و گچبری
در این دوره استفاده از کاشیهای لعابدار گسترش زیادی پیدا کرد.
رنگ به تدریج نقش پررنگتری در معماری پیدا میکند.
ترکیب آجر، گچ، کاشی و کتیبه باعث میشود سطح بنا دیگر فقط یک دیوار ساده نباشد؛ بلکه مجموعهای از خط، هندسه و رنگ باشد.
نگارگری پس از حمله مغول
یکی از جذابترین تحولات این دوران در نگارگری اتفاق افتاد.
ارتباط ایران با سرزمینهای شرقی، بهویژه چین، باعث ورود برخی عناصر تصویری جدید شد.
هنرمند ایرانی این عناصر را مستقیماً کپی نکرد، بلکه آنها را با سنت تصویری خود ترکیب کرد.
درختان، کوههای لایهلایه، ابرهای پیچان و دقت بیشتر در جزئیات از ویژگیهایی هستند که در تصاویر این دوره دیده میشوند.

مکتب تبریز
در دوره ایلخانی، تبریز به یکی از مراکز مهم تولید کتابهای مصور تبدیل شد.
آثاری مانند شاهنامه بزرگ مغول و جامعالتواریخ رشیدالدین فضلالله از نمونههای مهم این دوره هستند.
هنرمندان ایرانی در این آثار عناصر واردشده از شرق را بهتدریج با زبان تصویری ایرانی هماهنگ کردند.
مکتب شیراز
در همان زمان، شیراز توانست بخش بیشتری از سنت قدیمی ایرانی را حفظ کند.
در نگارگری شیراز، پیکرههای بلند، زمینههای تزئینی، استفاده گسترده از نقوش گیاهی و توجه کمتر به عمق واقعی فضا دیده میشود.
شیراز بعدها نیز یکی از مراکز بسیار مهم نگارگری ایران باقی میماند.
مکتب جلایری
در نگارگری جلایری تحول دیگری رخ داد.
ترکیببندیها شاعرانهتر شدند و رابطه پیکره، طبیعت و فضای تصویر هماهنگی بیشتری پیدا کرد.
دیوان خواجوی کرمانی و دیوان سلطان احمد جلایر از آثار شاخص این جریان هستند.
در همین دوره تشعیر نیز در کتابآرایی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تشعیر چیست؟
تشعیر نوعی تزئین ظریف در حاشیه صفحات کتاب و نگارههاست که معمولاً با خطوط و رنگهای محدود و نقشهای گیاهی یا جانوری اجرا میشود.
خوشنویسی و کتابآرایی
خوشنویسی در این دوره نیز به رشد خود ادامه داد.
مراکز مهم هنری در فارس، خراسان و آذربایجان شکل گرفتند و خوشنویسان بسیاری در کتابت قرآن و آثار ادبی فعالیت کردند.
در واقع از این زمان به بعد، ارتباط خوشنویسی، نگارگری و کتابآرایی روزبهروز بیشتر میشود.
سفال و پارچه
مراکزی مانند کاشان و ری در تولید سفال اهمیت داشتند.
ظروف این دوره با نقاشی، لعاب و ترکیبهای تزئینی مختلف ساخته میشدند.
در طراحی پارچه نیز تغییراتی رخ داد و نقوشی مانند اژدها، سیمرغ، ابرهای پیچان، پرندگان و جانوران در حال حرکت بیشتر دیده شدند.
درس یازدهم: هنر و تمدن ایران در اواخر سده هشتم و نهم هجری
با قدرت گرفتن تیمور و جانشینان او، دوره دیگری از هنر ایران آغاز شد.
حاکمان تیموری برای ساخت بناهای باشکوه و حمایت از هنرمندان هزینه زیادی میکردند. شهرهایی مانند سمرقند و هرات به مراکز هنری مهم تبدیل شدند.
در همین دوران نگارگری و کتابآرایی ایران به یکی از بالاترین مراحل خود رسید.
معماری تیموری؛ عظمت همراه با رنگ
یکی از مشخصههای اصلی معماری تیموری ابعاد بزرگ بناها و تزئینات رنگارنگ آنهاست.
نمای بسیاری از ساختمانها با کاشی پوشانده میشد و رنگهای آبی و فیروزهای جلوهای ویژه ایجاد میکردند.
مسجد بیبیخانم در سمرقند از نمونههای مهم معماری این دوره است.

مسجد گوهرشاد
مسجد گوهرشاد در کنار حرم امام رضا(ع) یکی از مهمترین آثار معماری این دوران است.
این بنا علاوه بر ساختار معماری منظم، به دلیل تزئینات کاشی، کتیبهها و تناسبات خود اهمیت دارد.
در همین دوره توسعه مجموعه حرم امام رضا(ع) نیز مورد توجه قرار گرفت.
مدرسه غیاثیه خرگرد
مدرسهسازی در دوره تیموری به مرحله پیشرفتهای رسید.
مدرسه غیاثیه خرگرد از نمونههای مهم این جریان است و با نام معمار برجسته آن دوران، قوامالدین شیرازی، ارتباط دارد.
در این بنا هماهنگی میان عملکرد آموزشی، معماری و تزئینات بهخوبی مشاهده میشود.
کاشی معرق
در معماری تیموری کاشی معرق به شکل گسترده استفاده شد.
در کاشی معرق، قطعات رنگی کاشی بریده و کنار یکدیگر چیده میشوند تا نقش نهایی شکل بگیرد.
این روش امکان ایجاد نقشهای بسیار دقیق هندسی، گیاهی و کتیبهای را فراهم میکرد.
نمونههایی از آن در مسجد گوهرشاد و مسجد کبود دیده میشود.
عصر طلایی نگارگری و کتابآرایی
شاید مهمترین هنر دوره تیموری نگارگری و کتابآرایی باشد.
هنرمندان در این دوران توانستند تجربه مکتبهای پیشین را جمعبندی کنند و به زبان تصویری بسیار منسجمی برسند.
دو مرکز اصلی هنر این دوره شیراز و هرات بودند.

مکتب هرات
مکتب هرات یکی از مهمترین مکتبهای نگارگری تاریخ ایران است.
تعادل در ترکیببندی، هماهنگی معماری و طبیعت، رنگآمیزی غنی، دقت در جزئیات و جایگیری مناسب پیکرهها از ویژگیهای مهم این مکتب هستند.
هنرمند تلاش میکند همه عناصر تصویر را طوری کنار یکدیگر قرار دهد که هیچ قسمت کاملاً جدا و بیارتباط به نظر نرسد.
کمالالدین بهزاد
یکی از معروفترین هنرمندان این دوران کمالالدین بهزاد است.
بهزاد در ترکیببندی، نمایش پیکرههای انسانی و نشان دادن فعالیتهای روزمره مهارت زیادی داشت.
آثار او تأثیر عمیقی بر نگارگری دورههای بعد، بهخصوص دوره صفوی گذاشت.
شاهنامه بایسنقری و معراجنامه
از آثار مهم کتابآرایی این دوران میتوان به معراجنامه، شاهنامه بایسنقری و بوستان سعدی با نگارههای بهزاد اشاره کرد.
شاهنامه بایسنقری یکی از نمونههای شاخص هماهنگی میان خط، تذهیب، تصویر و صفحهآرایی است.
در چنین کتابی هیچ بخش بهتنهایی عمل نمیکند؛ خوشنویسی، حاشیه، تصویر و تزئین همگی بخشی از یک طراحی کلی هستند.
مرقعسازی و تکچهره
در اواخر این دوران استفاده از تکنگاره و تکچهره افزایش یافت.
همچنین مجموعههایی از خوشنویسی و نقاشی در قالب مرقع کنار یکدیگر قرار میگرفتند.
این اتفاق مهم است؛ زیرا نگاره بهتدریج میتواند مستقل از متن کتاب نیز ارزش هنری پیدا کند.
هنر چوب و فلزکاری
هنر چوب در این دوره با ساخت درهای منبتکاریشده و آثار تزئینی ادامه داشت.
در فلزکاری نیز نقرهکوبی و طلاکوبی روی مفرغ و دیگر فلزات با مهارت بالایی اجرا میشد.
طرحهای ظریف و دقیق نشاندهنده ارتباط نزدیک میان طراحان رشتههای مختلف است.
سفال آبی و سفید
با افزایش ارتباط ایران و چین، ظروفی با رنگ آبی و سفید بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.
سفالگران ایرانی این الگوها را دریافت کردند اما آنها را با سلیقه و نقوش ایرانی ترکیب کردند.
گرگان و کرمان از مراکز مرتبط با ساخت نمونههایی از این ظروف معرفی شدهاند.
درس دوازدهم: هنر و تمدن ایران در سده دهم و یازدهم هجری
درس دوازدهم فصل سوم تاریخ هنر ایران عمدتاً با شکوفایی هنر صفوی ارتباط دارد.
دولت صفوی یکی از مهمترین حکومتهای تاریخ هنر ایران است؛ زیرا در دوران آن معماری، شهرسازی، نگارگری، قالیبافی، پارچهبافی، سفالگری، کاشیکاری، فلزکاری و خوشنویسی همزمان رشد قابل توجهی پیدا کردند.
مرکز فعالیتهای هنری نیز با تغییر پایتخت از تبریز به قزوین و سپس اصفهان جابهجا شد.
معماری صفوی؛ پیوند شهرسازی و هنر
یکی از ویژگیهای مهم دوره صفوی این است که معماری دیگر فقط در قالب یک بنای مستقل دیده نمیشود.
خیابان، میدان، بازار، مسجد، مدرسه، کاخ و باغ در یک شبکه شهری منظم با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
بهترین نمونه این نگاه را میتوان در اصفهان دوره صفوی مشاهده کرد.

میدان نقش جهان
میدان نقش جهان نمونهای شاخص از شهرسازی صفوی است.
در پیرامون میدان، بناهایی با عملکردهای مذهبی، حکومتی و اقتصادی قرار گرفتهاند.
همین ترکیب نشان میدهد که میدان مرکز زندگی شهری بوده و مذهب، تجارت و حکومت را در یک فضای مشترک کنار هم قرار میداده است.
مسجد امام و مسجد شیخ لطفالله
مسجد امام یکی از مهمترین نمونههای معماری صفوی است.
کاشیکاری گسترده، گنبد، ایوانها، کتیبهها و هماهنگی رنگها از مهمترین ویژگیهای آن هستند.
مسجد شیخ لطفالله نیز با وجود ابعاد کوچکتر، از نظر هماهنگی معماری و تزئینات یکی از آثار برجسته این دوران است.
مدرسه چهارباغ
اهمیت آموزش در جامعه صفوی باعث ساخت مدارس بزرگ شد.
مدرسه چهارباغ اصفهان نمونه مهمی از معماری آموزشی این دوره است.
وجود حجرهها، ایوانها و حیاط مرکزی نشان میدهد که چگونه الگوی چندصدساله معماری مدارس ایرانی در دوره صفوی تکامل پیدا کرده است.
کاخها و بناهای غیرمذهبی
صفویان در کنار بناهای مذهبی به ساخت کاخ، بازار، کاروانسرا و باغ نیز توجه داشتند.
کاخ چهلستون و هشتبهشت از آثار مهم معماری غیرمذهبی هستند.
در چنین ساختمانهایی معماری، نقاشی، آینهکاری و تزئینات در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
مکتب تبریز صفوی
در آغاز صفویه، تبریز یکی از مراکز اصلی نگارگری بود.
حضور هنرمندانی که سنت هرات را میشناختند باعث شد تجربههای مکتب هرات با سنتهای محلی تبریز ترکیب شوند.
یکی از معروفترین آثار این دوره شاهنامه شاهطهماسبی است.
ترکیببندی پیچیده، رنگآمیزی بسیار غنی و جزئیات فراوان از ویژگیهای مهم نگارههای این کتاب هستند.
مکتب قزوین
پس از انتقال پایتخت به قزوین، شرایط نگارگری نیز تغییر کرد.
تولید مرقع و تکنگاره اهمیت بیشتری پیدا کرد و در مقابل، کتابآرایی درباری تا حدی کاهش یافت.
همچنین نقاشی دیواری در بناها بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
این تغییر نشان میدهد که هنر مستقیماً تحت تأثیر تغییر سفارشدهنده و محیط اجتماعی قرار دارد.
مکتب اصفهان
با انتقال پایتخت به اصفهان، تحول دیگری در نگارگری شکل گرفت.
در مکتب اصفهان تکپیکرهها، جوانان، زنان، افراد عادی و موضوعات روزمره بیشتر دیده میشوند.
صفحه ممکن است خلوتتر باشد و یک یا دو پیکره بخش اصلی تصویر را تشکیل دهند.

رضا عباسی
مهمترین نام مرتبط با مکتب اصفهان رضا عباسی است.
او در طراحی تکپیکرهها و استفاده از خطوط روان مهارت زیادی داشت.
شیوه او تأثیر بسیار زیادی بر نقاشان معاصر و نسلهای بعد گذاشت.
کتاب رضا عباسی را از مهمترین نگارگران دوره صفوی و پایهگذاران مکتب اصفهان معرفی میکند.
تأثیر هنر اروپا و فرنگیسازی
در دوره صفوی ارتباط ایران با کشورهای اروپایی افزایش یافت.
ورود آثار و هنرمندان اروپایی باعث شد برخی ویژگیهای هنر غرب مانند سایهروشن، حجمنمایی، دورنمای طبیعی و واقعگرایی بیشتر وارد نقاشی ایران شوند.
این جریان با عنوان فرنگیسازی شناخته میشود.
هنر ایرانی کاملاً غربی نشد؛ بلکه هنرمندان برخی عناصر اروپایی را انتخاب و با سنت خود ترکیب کردند.
گل و مرغ و مردمنگاری
بهتدریج موضوعاتی مانند گل، پرنده، طبیعت و زندگی مردم عادی اهمیت بیشتری پیدا کردند.
گل و مرغ بعدها به یکی از موضوعات ماندگار هنر ایرانی تبدیل شد.
مردمنگاری نیز به هنرمند اجازه میداد زندگی افراد معمولی جامعه را موضوع اثر قرار دهد.

قالیبافی دوره صفوی
دوره صفوی یکی از مهمترین دورانهای تاریخ قالی ایران است.
کارگاههای بزرگ قالیبافی شکل گرفتند و طراحی قالی به حرفهای تخصصی تبدیل شد.
طرحهایی مانند اسلیمی، ختایی، ترنج، گل و نقوش جانوری در فرشها استفاده شدند.
یکی از معروفترین آثار، قالی اردبیل است.
اهمیت این قالی فقط به مهارت بافت مربوط نیست؛ طراحی دقیق و هماهنگی نقشها نیز آن را به یک اثر هنری کامل تبدیل کرده است.
پارچهبافی صفوی
پارچههای ابریشمی، مخمل و دیگر منسوجات این دوره با طرحهای بسیار پیچیده تولید میشدند.
برخی از طرحهای نگارگری مستقیماً وارد پارچهبافی شدند.
بنابراین یک طرح ممکن بود ابتدا توسط نقاش ایجاد شود و سپس بافنده همان ایده را با نخ و پارچه بازآفرینی کند.
این مسئله نشاندهنده ارتباط بسیار نزدیک رشتههای هنری در دوره صفوی است.
سفالگری و ظروف آبی و سفید
در دوره صفوی تولید ظروف ظریف با الهام از چینیهای شرق آسیا ادامه یافت.
اما هنرمندان ایرانی طرحها و ترکیببندیهای خود را وارد این آثار کردند.
ظروف آبی و سفید و نمونههایی که به کوباچهای معروف شدهاند از آثار شاخص این دورهاند.
کاشی هفترنگ
یکی از روشهای مهم تزئین معماری صفوی کاشی هفترنگ است.
در این روش چند رنگ روی یک قطعه کاشی اجرا میشود.
این روش نسبت به معرق امکان اجرای سریعتر سطوح وسیع را فراهم میکرد.
رنگهایی مانند آبی، لاجوردی، سفید، زرد، سبز، سیاه و قهوهای در این کاشیها دیده میشوند.
مسجد امام و مسجد شیخ لطفالله نمونههای بسیار خوبی برای مشاهده شکوه کاشیکاری صفوی هستند.
فلزکاری صفوی
فلزکاری نیز در این دوره ادامه پیدا کرد.
استفاده از کتیبههای خوشنویسی، نقوش گل و گیاه، اسلیمی و ختایی به ظروف فلزی جلوه ویژهای میداد.
در واقع خوشنویسی و طراحی نگارگران حتی بر فلزکاری نیز تأثیر گذاشتند.
این موضوع دوباره نشان میدهد که هنرهای صفوی جدا از یکدیگر نبودند.
ارتباط پنج درس فصل سوم با یکدیگر
اگر فصل سوم را فقط مجموعهای از حکومتها و آثار ببینیم، حجم اطلاعات بسیار زیاد به نظر میرسد. اما مسیر کلی فصل روشن است.
در سدههای اول تا سوم پایههای هنر ایرانی ـ اسلامی شکل میگیرند و سنت ساسانی با نیازهای جدید ترکیب میشود.
در سدههای چهارم تا ششم معماری چهارایوانی، آجرکاری، گنبدسازی، کتابآرایی، سفال مینایی و فلزکاری رشد میکنند.
در سدههای هفتم و هشتم پس از حمله مغول، هنر دوباره احیا میشود و ارتباط با هنر شرق باعث تحول نگارگری و معماری میشود.
در اواخر سده هشتم و نهم هنر تیموری و مکتب هرات، نگارگری و کتابآرایی را به اوج میرسانند.
در سدههای دهم و یازدهم صفویان این میراث را جمعبندی میکنند و معماری، نگارگری، قالیبافی، کاشیکاری و دیگر هنرها وارد یکی از درخشانترین دورههای تاریخ هنر ایران میشوند.
خط زمانی ساده فصل سوم تاریخ هنر ایران
| دوره | مهمترین تحول هنری | آثار و مراکز شاخص |
|---|---|---|
| سدههای ۱ تا ۳ هجری | شکلگیری هنر ایرانی ـ اسلامی و ادامه سنت ساسانی | تاریخانه دامغان، فهرج، آرامگاه سامانی، نیشابور |
| سدههای ۴ تا ۶ هجری | معماری چهارایوانی، شیوه رازی، کتابآرایی و سفال مینایی | جامع اصفهان، جامع زواره، گنبد قابوس، رباط شرف |
| سدههای ۷ و ۸ هجری | شیوه آذری، کاشیکاری و شکوفایی نگارگری | سلطانیه، ورامین، یزد، تبریز، شیراز |
| اواخر سده ۸ و سده ۹ | شکوفایی تیموری، مکتب هرات و کتابآرایی | سمرقند، هرات، گوهرشاد، شاهنامه بایسنقری |
| سدههای ۱۰ و ۱۱ | شکوه هنر صفوی و گسترش مکتب اصفهان | نقش جهان، مسجد امام، شیخ لطفالله، چهلستون |
تحول معماری در فصل سوم تاریخ هنر ایران
برای یادگیری مفهومی معماری فصل سوم میتوان یک مسیر ساده را دنبال کرد.
در ابتدا مسجدهای شبستانی و ستوندار شکل میگیرند.
سپس معماری چهارایوانی رواج پیدا میکند.
در دورههای بعد گنبدها و ایوانها بلندتر و تزئینات رنگی بیشتر میشوند.
در دوره تیموری کاشی معرق به شکوفایی میرسد.
در نهایت در دوره صفوی، معماری از مقیاس یک ساختمان فراتر میرود و به شهرسازی هماهنگ تبدیل میشود.
بنابراین مسیر کلی معماری چنین است:
بنای ساده → چهارایوان → معماری مرتفع و رنگین → مجموعههای شهری باشکوه
تحول نگارگری در فصل سوم
نگارگری نیز روندی پیوسته دارد.
در سدههای نخست آثار تصویری محدودتر هستند.
در سدههای چهارم تا ششم تصویرسازی کتابهایی مانند ورقه و گلشاه رشد میکند.
در دوره ایلخانی تأثیرات تصویری شرق وارد ایران میشود.
در مکتب هرات نگارگری به تعادل و ظرافت بسیار بالایی میرسد.
در صفویه، ابتدا شاهنامههای باشکوه تولید میشوند و سپس در مکتب اصفهان تکنگاره و زندگی روزمره اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چطور فصل سوم تاریخ هنر ایران را مفهومی یاد بگیریم؟
برای یادگیری این فصل، به جای حفظ تکتک نامها، سه جریان را همزمان دنبال کنید: معماری، کتاب و تصویر، و هنرهای کاربردی.
در معماری ببینید مسجد ساده چگونه به مسجد چهارایوانی و سپس به میدان نقش جهان میرسد.
در تصویرسازی ببینید آثار ابتدایی چگونه به ورقه و گلشاه، شاهنامههای ایلخانی، مکتب هرات و سپس مکتب اصفهان تبدیل میشوند.
در هنرهای کاربردی نیز سفال ساده را تا زرینفام، مینایی، آبی و سفید و تولیدات صفوی دنبال کنید.
این روش باعث میشود صدها نام و اثر به یک داستان پیوسته تبدیل شوند.
نتیجهگیری؛ فصل سوم تاریخ هنر ایران چه چیزی به ما میآموزد؟
فصل سوم تاریخ هنر ایران داستان شکلگیری، رشد و شکوفایی هنر ایرانی ـ اسلامی در طول چندین قرن است.
در آغاز این فصل، هنر ایران هنوز پیوند آشکاری با سنتهای ساسانی دارد. معماری گذشته با نیازهای تازه سازگار میشود و نخستین مساجد، آرامگاهها و مدارس شکل میگیرند.
سپس در سدههای چهارم تا ششم معماری چهارایوانی، آجرکاری، سفال مینایی، فلزکاری، خوشنویسی و کتابآرایی رشد میکنند.
حمله مغول اگرچه در ابتدا ویرانگر بود، اما ارتباط فرهنگی جدیدی ایجاد کرد و هنرمندان ایرانی عناصر تازه را جذب و ایرانی کردند.
در دوره تیموری، نگارگری و کتابآرایی به یکی از بالاترین مراحل خود رسیدند و مکتب هرات به نقطه عطفی در تاریخ نقاشی ایران تبدیل شد.
سرانجام در دوره صفوی، معماری، شهرسازی، نگارگری، قالیبافی، نساجی، سفالگری و کاشیکاری همزمان شکوفا شدند و آثاری پدید آمدند که امروز از مهمترین نمادهای هنر ایران محسوب میشوند.
مهمترین مفهوم این فصل این است که هنر ایرانی با تغییر حکومتها از بین نرفته، بلکه پیوسته تجربههای گذشته را جذب کرده، تغییر داده و به نسلهای بعد منتقل کرده است.
همین پیوستگی است که باعث میشود میان یک گنبد ساسانی، یک مسجد چهارایوانی سلجوقی، یک بنای تیموری و یک مسجد صفوی بتوانیم یک مسیر تاریخی قابل فهم پیدا کنیم.
دیدگاهتان را بنویسید