فصل دوم تاریخ هنر ایران یکی از مهمترین بخشهای کتاب تاریخ هنر ایران پایه دهم هنرستان است؛ زیرا هنرجو در این فصل از دوران پیشتاریخی عبور میکند و وارد دورهای میشود که حکومتهای بزرگ و سازمانیافته در فلات ایران شکل گرفتهاند.
در فصل قبل دیدیم که چگونه انسان از زندگی ابتدایی به روستانشینی، شهرنشینی، سفالگری، فلزکاری و معماری رسید. در فصل دوم این روند وارد مرحلهای تازه میشود. اکنون حکومتهای قدرتمندی شکل گرفتهاند که هرکدام معماری، پوشاک، فلزکاری، پیکرهسازی، نقشبرجسته، موسیقی و دیگر هنرها را متناسب با فرهنگ و ساختار سیاسی خود توسعه میدهند.
نکته مهم این است که هنر این چهار دوره از یکدیگر جدا نیست. مادها بخشی از میراث تمدنهای پیشین را جذب کردند و آن را به هخامنشیان انتقال دادند. هخامنشیان هنر سرزمینهای مختلف را در قالب یک سبک منسجم ایرانی ترکیب کردند. اشکانیان برخی عناصر یونانی و ایرانی را با یکدیگر تلفیق کردند و ساسانیان بسیاری از این دستاوردها را به مرحلهای کاملتر رساندند.
در کتاب، فصل دوم تاریخ هنر ایران با عنوان «دوره تاریخی» شامل چهار درس است:
درس چهارم: هنر و تمدن ماد
درس پنجم: هنر و تمدن هخامنشی
درس ششم: هنر و تمدن اشکانی
درس هفتم: هنر و تمدن ساسانی
این ترتیب کمک میکند مسیر تحول هنر ایران را از حدود سده هشتم پیش از میلاد تا پایان حکومت ساسانی دنبال کنیم.
درس چهارم: هنر و تمدن ماد
شکلگیری حکومت ماد
در حدود سده هشتم پیش از میلاد نیروی سیاسی تازهای در مناطق غربی فلات ایران شکل گرفت. مادها با ایجاد پیوند میان گروهها و اقوام مختلف، یکی از نخستین حکومتهای متحد و گسترده فلات ایران را به وجود آوردند.
مرکز مهم حکومت مادها هگمتانه یا اکباتان، همدان امروزی بود.
اما اهمیت مادها در تاریخ هنر فقط به تشکیل حکومت مربوط نمیشود. مادها در منطقهای زندگی میکردند که پیش از آنان فرهنگها و تمدنهای مختلفی در آن حضور داشتند. بنابراین هنر ماد از ارتباط با فرهنگهای بومی، ایلامی، لرستان، سکاها و دیگر مناطق تأثیر پذیرفت.
مهمترین ویژگی هنر ماد را میتوان در جذب، تلفیق و انتقال سنتهای هنری دانست؛ زیرا بسیاری از این تجربهها بعدها در هنر هخامنشی ادامه یافتند.

فلزکاری ماد؛ ادامه یک سنت قدرتمند
یکی از مهمترین هنرهای مادها فلزکاری بود.
غرب ایران پیش از شکلگیری حکومت ماد نیز یکی از مراکز مهم فلزکاری محسوب میشد. به همین دلیل مادها با سنتی قدرتمند در ساخت اشیای طلا، نقره و مفرغ روبهرو بودند.
یکی از معروفترین مجموعههای مرتبط با این دوره گنجینه زیویه در کردستان است.
در این مجموعه اشیایی مانند گردنبند، سنجاق، غلاف شمشیر، ظروف طلا و نقره، اشیای مفرغی و آثار تزئینشده با عاج دیده شده است.
نقش جانوران در هنر ماد
یکی از ویژگیهای مهم آثار این دوره استفاده فراوان از نقوش جانوری است.
شیر، بز کوهی، اسب، گاو و جانورانی با شاخهای بلند از جمله نقشهایی هستند که در اشیای فلزی مشاهده میشوند.
به شیوهای که در آن جانوران موضوع اصلی اثر هنری باشند، سبک جانورسان گفته میشود.
این علاقه به نقش حیوانات بعداً در هنر هخامنشی نیز بسیار پررنگ میشود.
به همین دلیل وقتی در تخت جمشید یا ظروف هخامنشی تصویر شیر، گاو، بز یا جانوران ترکیبی را مشاهده میکنیم، باید بدانیم که بخشی از این سنت ریشه در دورههای پیشین دارد.
سفالگری در دوره ماد
اطلاعات موجود درباره سفالگری مادها به اندازه بعضی دورههای دیگر گسترده نیست، اما آثار باقیمانده نشان میدهند که سفالگری همچنان اهمیت داشته است.
از مراکز مهم سفالگری دوره ماد میتوان به:
نوشیجان تپه در ملایر، باباجانی در لرستان، بیستون در کرمانشاه، زیویه در کردستان و کلاردشت در مازندران اشاره کرد.
یکی از اتفاقات قابل توجه این دوره، گسترش استفاده از لعاب برای پوشاندن و تزئین سفال و آجر بود.
لعاب علاوه بر زیبایی، سطحی صافتر و مقاومتر ایجاد میکرد. استفاده از رنگ و نقش روی سفالها نیز نشان میدهد که هنرمندان این دوره به طراحی و نقاشی روی سطوح مختلف توجه داشتهاند.

معماری ماد؛ آغاز سنتهایی ماندگار
معماری ماد یکی از بخشهای مهم درس چهارم است.
از آثار مهم این دوره میتوان به بناهای صفهای، دژها، ساختمانهای ستوندار و گوردخمههای صخرهای اشاره کرد.
معماری صفهای چیست؟
در معماری صفهای، ساختمان روی یک سکوی مرتفع ساخته میشود.
قرار دادن بنا روی ارتفاع علاوه بر ایجاد شکوه بیشتر، در برخی موارد به دفاع و کنترل محیط اطراف نیز کمک میکرد.
این شیوه بعدها در معماری هخامنشی به شکل بسیار باشکوهی در تخت جمشید دیده میشود.
دژهای مادی
مادها به ساخت دژهای دفاعی اهمیت زیادی میدادند.
این دژها معمولاً دارای حصارهای مستحکم بودند و از خشت و سنگ در ساخت آنها استفاده میشد.
روایتهایی درباره هگمتانه از وجود چندین حصار پیرامون مرکز شهر سخن میگویند.
گوردخمههای مادی
نوع دیگری از معماری این دوره، آرامگاههایی بود که در دل صخره تراشیده میشدند.
دکان داود، فخریگاه و قیزقاپان از نمونههای شناختهشده گوردخمههای مرتبط با این سنت هستند.
روی برخی از این آرامگاهها نقش افرادی در حالت نیایش دیده میشود.
معماری ماد اهمیت زیادی دارد، زیرا استفاده از صفه، فضای ستوندار و بعضی الگوهای ساختمانی بعدها در معماری ایران ادامه پیدا کرد.
پوشاک مادها
آثار تصویری باقیمانده اطلاعاتی درباره شکل لباس مادها نیز در اختیار ما قرار میدهند.
لباسهای نسبتاً کوتاه، نیمتنه، شلوار، کفش و کلاه از اجزای پوشش آنان بوده است. بعضی تصاویر نیز استفاده از پوست جانوران روی لباس را نشان میدهند.
پوشاک در تاریخ هنر اهمیت دارد، زیرا از طریق آن میتوان درباره اقوام، طبقات اجتماعی، شرایط آبوهوایی و حتی روابط فرهنگی اطلاعات به دست آورد.
موسیقی در دوره ماد
شواهد موسیقی این دوره بسیار محدود است.
یکی از آثار مهمی که برای شناخت موسیقی این دوران به آن اشاره میشود، نقش چنگنوازان در منطقه مالمیر بختیاری است.
وجود چنین نقشی نشان میدهد موسیقی در میان اقوام ایرانی آن دوران حضور داشته است.
اهمیت اصلی هنر ماد
برای فهم هنر ماد یک نکته را باید به خاطر سپرد:
مادها حلقه ارتباط میان سنتهای هنری پیشین و هنر هخامنشی هستند.
آنها بسیاری از ویژگیهای هنر مناطق مختلف را جذب کردند، تغییر دادند و به سنتی تبدیل کردند که در دوره بعدی به شکلی منظمتر و باشکوهتر ظاهر شد.
درس پنجم: هنر و تمدن هخامنشی
پس از مادها، پارسها قدرت گرفتند و حکومت هخامنشی را تشکیل دادند.
در دوران کوروش بزرگ، قلمرو هخامنشی به سرعت گسترش پیدا کرد و به یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان تبدیل شد.
گستردگی این سرزمین اتفاق مهمی برای هنر بود؛ زیرا هنرمندان و صنعتگران مناطق مختلف در ارتباط با یکدیگر قرار گرفتند.
اما هنر هخامنشی صرفاً مجموعهای از هنرهای خارجی نبود. ویژگی مهم آن این بود که هنرمندان توانستند عناصر مختلف را انتخاب کنند و با نظمی تازه در کنار یکدیگر قرار دهند.
به همین دلیل ویژگیهایی مانند عظمت، نظم، تقارن، تعادل، ظرافت و استفاده از نقوش جانوری در هنر هخامنشی اهمیت زیادی دارند.
معماری هخامنشی؛ نمایش شکوه یک امپراتوری
معماری مهمترین هنر دوره هخامنشی محسوب میشود.
سه مجموعه بیش از همه اهمیت دارند:
پاسارگاد، شوش و تخت جمشید
پاسارگاد
پاسارگاد یکی از نخستین مراکز مهم هخامنشی و مرتبط با دوران کوروش است.
یکی از معروفترین آثار این مجموعه آرامگاه کوروش است.
ساختار ساده اما باشکوه آرامگاه نشان میدهد که عظمت در معماری همیشه به معنی استفاده از تزئینات فراوان نیست. تناسب، فرم و استحکام نیز میتوانند باعث شکوه یک بنا شوند.

تخت جمشید
مهمترین مجموعه معماری هخامنشی تخت جمشید یا پارسه است.
تخت جمشید روی صفهای بزرگ ساخته شده و مجموعهای از کاخها، تالارها، دروازهها و فضاهای تشریفاتی را شامل میشود.
از بناهای مهم آن میتوان به:
کاخ آپادانا، کاخ تچر، کاخ هدیش، تالار شورا و دروازه ملل اشاره کرد.
در نزدیکی آن نیز آرامگاههای صخرهای شاهان هخامنشی در نقش رستم قرار دارند.
ستون و سرستون در معماری هخامنشی
ستون یکی از مهمترین عناصر معماری هخامنشی است.
تالارهای بزرگ هخامنشی با تعداد زیادی ستون مرتفع ساخته میشدند. استفاده از ستون امکان ایجاد تالارهای بزرگ و باشکوه را فراهم میکرد.
سرستونها معمولاً دارای فرم جانوری بودند.
تصویر گاو، شیر و جانوران ترکیبی در این سرستونها مشاهده میشود.
این عناصر فقط نقش سازهای نداشتند؛ بلکه به بنا هویت هنری خاصی میدادند.
نقشبرجستههای تخت جمشید
نقشبرجسته یکی از شاخصترین هنرهای هخامنشی است.
روی دیوارها و پلکانهای تخت جمشید تصاویر سربازان، نمایندگان اقوام مختلف، شاه، درباریان و جانوران دیده میشود.
یکی از نکات جالب این تصاویر نظم بسیار زیاد آنهاست.
افراد تقریباً با آرامش و نظمی مشخص نمایش داده شدهاند. در بسیاری از این تصاویر خبری از صحنههای شدید جنگ و خشونت نیست.
در پلکان آپادانا نمایندگان سرزمینهای مختلف در حال آوردن هدایا دیده میشوند. هدف فقط نمایش افراد نیست؛ این تصاویر وسعت و نظم امپراتوری را نیز نشان میدهند.
نقش شیر و گاو
یکی از معروفترین تصاویر تخت جمشید، حمله شیر به گاو است.
این تصویر تفسیرهای مختلفی داشته و گاهی با گردش فصلها، تغییر طبیعت یا مفاهیم قدرت ارتباط داده شده است.
در هر صورت ترکیب منظم و کنترلشده دو جانور یکی از نمونههای شاخص هنر تصویری هخامنشی محسوب میشود.
خط و کتیبهنگاری هخامنشی
کتیبهها یکی دیگر از منابع مهم شناخت این دوره هستند.
کتیبههای هخامنشی را میتوان در مناطقی مانند:
بیستون، گنجنامه، تخت جمشید و نقش رستم
مشاهده کرد.
در برخی کتیبهها چند زبان از جمله پارسی باستان، ایلامی و بابلی استفاده شده است.
این موضوع با گستردگی امپراتوری هخامنشی ارتباط دارد.
کتیبه در این دوران فقط نوشتهای ساده نبود؛ معمولاً در ارتباط با معماری و نقشبرجسته قرار میگرفت و بخشی از پیام سیاسی و فرهنگی بنا را منتقل میکرد.
پیکرهسازی و مهرسازی
در مقایسه با نقشبرجسته، تعداد پیکرههای مستقل هخامنشی کمتر است.
بااینحال نمونههایی از پیکرهها و سردیسهای انسانی و حیوانی از این دوره باقی مانده است.
هنر مهرسازی و حکاکی روی سنگهای قیمتی نیز اهمیت داشت.
مهرها علاوه بر کاربرد اداری و مالکیتی، آثار هنری بسیار ظریفی محسوب میشدند.
مهرهای هخامنشی میتوانستند استوانهای، مسطح یا حلقهای باشند.
فلزکاری و تکوکهای هخامنشی
فلزکاری در دوران هخامنشی به سطح بسیار بالایی رسید.
یکی از شاخصترین آثار فلزی این دوران تکوک است.
تکوک چیست؟
تکوک نوعی ظرف یا جام است که معمولاً بخشی از آن به شکل جانور یا شاخ طراحی میشود.
تکوکهای طلا و نقره با فرمهایی مانند شیر، گاو و دیگر جانوران ساخته میشدند.
در این آثار میتوان سه ویژگی مهم هنر هخامنشی را همزمان مشاهده کرد:
مهارت فنی، علاقه به نقوش جانوری و توجه به تجمل و شکوه.
سکههای هخامنشی
ضرب سکه نیز در این دوره اهمیت پیدا کرد.
یکی از معروفترین سکههای هخامنشی دریک نام داشت.
سکه فقط وسیله اقتصادی نبود. تصاویر و نمادهای روی سکهها میتوانند اطلاعات تاریخی و هنری مهمی درباره حکومت ارائه دهند.
سفال و آجرهای لعابدار
سفالگری همچنان ادامه داشت و در بعضی ظروف فرمهای جانوری مشاهده میشود.
همچنین استفاده از لعاب برای تزئین آجرها گسترش پیدا کرد.
آجرهای لعابدار شوش با تصاویر انسانی و حیوانی از نمونههای شاخص این هنر هستند.
رنگ در معماری هخامنشی بسیار مهمتر از چیزی است که امروز از بقایای سنگی بناها تصور میکنیم. بسیاری از ستونها، دیوارها و نقشها در گذشته رنگ داشتهاند.
بافندگی و نساجی در عصر هخامنشی
بافندگی در این دوره بسیار پیشرفته بود و منسوجات ارزش اقتصادی زیادی داشتند.
یکی از آثار معروف مرتبط با هنر این دوره قالی پازیریک است.
اهمیت این قالی فقط در قدمت آن نیست؛ نقوش و ساختار آن اطلاعاتی درباره هنر نساجی و طراحی در دوران باستان به ما میدهد.
موسیقی و نمایش در دوره هخامنشی
موسیقی در مراسم مذهبی، جشنها و فعالیتهای نظامی کاربرد داشت.
سازهایی مانند بوق، شیپور و طبل در موسیقی نظامی استفاده میشدند.
شواهدی نیز از وجود آیینها و اجراهای نمایشی در این دوره وجود دارد.
بنابراین هنر هخامنشی فقط تخت جمشید و معماری نیست؛ موسیقی، نمایش، نساجی، فلزکاری، سفال، مهرسازی و کتیبهنگاری نیز بخشهایی از فرهنگ هنری این دوره هستند.
درس ششم: هنر و تمدن اشکانی
پس از سقوط هخامنشیان و سپری شدن دورهای از نفوذ فرهنگی یونانی، پارتها قدرت گرفتند و حکومت اشکانی را تشکیل دادند.
اشکانیان از اقوام ایرانی ساکن شمال شرق ایران بودند و بهتدریج یکی از طولانیترین حکومتهای ایران باستان را تشکیل دادند.
از مراکز مهم آنها میتوان به نیسا، صددروازه و تیسفون اشاره کرد.
قرار گرفتن ایران میان شرق و غرب و رونق مسیرهای تجاری، بهخصوص جاده ابریشم، باعث شد فرهنگها و هنرهای مختلف در قلمرو اشکانی با یکدیگر روبهرو شوند.
هنر اشکانی؛ هنر تلفیق شرق و غرب
یکی از مهمترین نکات برای فهم هنر اشکانی، ویژگی تلفیقی آن است.
در برخی آثار تأثیر هنر یونانی دیده میشود و در برخی دیگر سنتهای کاملاً شرقی و ایرانی برجسته هستند.
اما اشکانیان بهتدریج توانستند از این عناصر، هنری با ویژگیهای مستقلتر ایجاد کنند.
بنابراین هنگام دیدن یک اثر اشکانی نباید از مشاهده همزمان عناصر ایرانی و یونانی تعجب کنیم.
این مسئله نتیجه موقعیت تاریخی و جغرافیایی حکومت اشکانی است.
معماری اشکانی؛ ایوان و گنبد وارد مرحله تازهای میشوند
یکی از بزرگترین دستاوردهای هنر اشکانی در معماری و شهرسازی دیده میشود.
شهرسازی دایرهای، استفاده از ایوان، قوس، گنبد و طاق گهوارهای از ویژگیهای مهم معماری این دوره هستند.
ایوان چیست؟
ایوان فضایی سرپوشیده و معمولاً بلند است که از یک سمت به فضای باز راه دارد.
این عنصر در معماری اشکانی اهمیت زیادی پیدا کرد و بعدها یکی از عناصر بسیار مهم معماری ایرانی و اسلامی شد.
تغییر تالارهای ستوندار
در معماری هخامنشی ستونها اهمیت زیادی داشتند.
در دوره اشکانی معماران بیشتر به دنبال ایجاد فضاهای وسیع با استفاده از طاق، قوس و گنبد بودند.
در نتیجه معماری ایران به تدریج از تالارهای پرستون به سمت فضاهای طاقدار حرکت کرد.
حیاط مرکزی و ایوانها نیز بعدها در شکلگیری معماری چهارایوانی تأثیر زیادی داشتند.
بناهای مهم اشکانی
از آثار و مراکز مهم معماری این دوران میتوان به:
کاخ نیسا، کوه خواجه و هاترا اشاره کرد.
تزئینات معماری شامل گچبری، حجاری، نقشبرجسته و نقاشی دیواری بود.

نقاشی دیواری اشکانی
یکی از جلوههای مهم هنر اشکانی نقاشی دیواری است.
نمونههای مهمی از این نقاشیها در کوه خواجه در سیستان و مناطق دیگری از قلمرو اشکانی یافت شده است.
در این آثار، تصاویر انسان، جانور و گیاه با خطوط نسبتاً مشخص و رنگهای تخت اجرا میشوند.
نقوشی مانند گل نیلوفر و برگ کنگر نیز در تزئینات دیده میشود.
فلزکاری و پیکرهسازی اشکانی
در فلزکاری اشکانی نیز تلفیق سنتها قابل مشاهده است.
بعضی از ظروف شکل کلی تکوکهای هخامنشی را حفظ کردهاند اما تزئینات آنها تحت تأثیر هنرهای دیگر قرار گرفته است.
پیکرههای مفرغی نیز نشان میدهند که هنرمندان اشکانی در ریختهگری مهارت زیادی داشتهاند.
در برخی پیکرهها توجه زیادی به چهره و پوشاک افراد دیده میشود.
سفالگری در دوره اشکانی
سفالهای اشکانی بیشتر کاربرد روزمره داشتند و در بسیاری از موارد نسبت به فلزکاری و معماری سادهتر بودند.
یکی از آثار قابل توجه این دوره تابوتهای سفالی است.
سطح برخی از آنها با نقوش کندهکاری و لعاب تزئین شده است.
موسیقی و نمایش در عصر اشکانی
اشکانیان به موسیقی و نمایش نیز توجه داشتند.
آثار و شواهدی از اجرای نمایش در برخی مراکز این دوران وجود دارد.
در موسیقی جنگی از سازهایی مانند شیپور، کرنا، سنج و دهل استفاده میشد و موسیقی در جشنها و مراسم نیز حضور داشت.
نوازندگان و روایتگران دوره اشکانی را در برخی منابع با عنوان گوسان میشناسیم.
گوسانها فقط موسیقیدان نبودند؛ آنها در انتقال داستانها و روایتهای پهلوانی نیز نقش داشتند.
همین موضوع رابطه میان موسیقی، ادبیات و داستانهای حماسی را نشان میدهد.
میراث هنر اشکانی
اگر بخواهیم مهمترین میراث اشکانی را خلاصه کنیم، باید به این موارد توجه کنیم:
ایوان، گنبد، قوس، طاق، حیاط مرکزی، نقاشی دیواری و تلفیق عناصر شرقی و غربی.
بسیاری از این ویژگیها در دوره ساسانی ادامه پیدا میکنند و سپس به معماری و هنر دوران اسلامی منتقل میشوند.
درس هفتم: هنر و تمدن ساسانی
در سده سوم میلادی حکومت تازهای از منطقه فارس قدرت گرفت که به نام ساسانیان شناخته شد.
ساسانیان تلاش کردند حکومتی متمرکز و قدرتمند ایجاد کنند و در فرهنگ و هنر نیز توجه زیادی به سنتهای ایرانی گذشته داشتند.
هنر ساسانی از یک طرف ادامهدهنده هنر هخامنشی و اشکانی بود و از طرف دیگر به دلیل ارتباط ایران با سرزمینهای شرق و غرب، از جریانهای فرهنگی مختلف تأثیر میگرفت.
اما نتیجه این ارتباط صرفاً تقلید نبود. ساسانیان به سبکی مشخص و قابل تشخیص دست یافتند که بعدها بر هنر بسیاری از مناطق دیگر تأثیر گذاشت.
معماری ساسانی؛ تکامل ایوان و گنبد
ساسانیان بسیاری از دستاوردهای معماری اشکانی را ادامه دادند اما آنها را تکامل بخشیدند.
ساخت تالارهای بزرگ بدون ستون، ایوانهای عظیم و گنبدها از ویژگیهای معماری این دوره است.
از بناهای مهم این دوران میتوان به:
طاق کسری، کاخ تیسفون، بیشاپور، فیروزآباد و آتشکدههای ساسانی اشاره کرد.
طاق کسری یا ایوان مدائن
یکی از معروفترین بناهای مرتبط با معماری ساسانی طاق کسری یا ایوان مدائن است.
ابعاد بزرگ ایوان نشان میدهد معماران ساسانی توانایی ایجاد فضاهای عظیم بدون استفاده از ردیفهای متعدد ستون را داشتهاند.
اینجا میتوان تفاوت مهمی را مشاهده کرد:
در معماری هخامنشی ستون عنصر اصلی ایجاد فضای بزرگ بود؛ اما در معماری اشکانی و ساسانی طاق و گنبد نقش مهمتری پیدا کردند.
گوشواره و ساخت گنبد
یکی از مسائل معماری این بود که چگونه میتوان یک گنبد دایرهای را روی فضای چهارگوش قرار داد.
معماران از عناصری در گوشههای بنا استفاده میکردند که به انتقال فرم چهارگوش به پایهای مناسب برای گنبد کمک میکرد.
این عنصر با عنوان گوشواره یا سهکنج شناخته میشود.
توسعه چنین روشهایی اهمیت زیادی داشت؛ زیرا گنبد بعدها به یکی از مهمترین عناصر معماری ایران تبدیل شد.
آتشکده و چهارطاقی
مذهب زرتشتی در دوره ساسانی جایگاه مهمی داشت و این موضوع بر معماری نیز اثر گذاشت.
آتشکدهها از مهمترین بناهای مذهبی این دوره بودند.
یکی از الگوهای معروف، بنای چهارطاقی است.
چهارطاقی معمولاً فضایی مرکزی دارد که چهار سمت آن باز است و گنبدی بر فراز آن قرار میگیرد.
آتشکدههایی مانند آذرگشنسب از مراکز مهم مذهبی این دوران محسوب میشوند.
گچبری و موزاییککاری
ساختمانهای ساسانی فقط از نظر سازه اهمیت نداشتند.
سطوح داخلی و خارجی آنها با تزئینات مختلف آراسته میشد.
گچبری و موزاییککاری از مهمترین هنرهای وابسته به معماری ساسانی هستند.
در این تزئینات نقوش هندسی، گیاهی، جانوری و انسانی دیده میشود.
گچبری علاوه بر زیبایی این امکان را فراهم میکرد که سطح خشن دیوارهای آجری و سنگی با نقوش ظریف پوشانده شود.

نقشبرجستههای ساسانی؛ تاریخ بر روی سنگ
نقشبرجسته یکی از شاخصترین هنرهای دوره ساسانی است.
ساسانیان تصاویر بزرگی روی صخرهها ایجاد کردند که بسیاری از آنها موضوعات سیاسی و حکومتی داشتند.
موضوعاتی مانند:
تاجگذاری، پیروزی پادشاه، نبرد، شکار و مراسم درباری
در این آثار دیده میشود.
یکی از نمونههای معروف، نقشبرجسته پیروزی شاپور اول بر والرین، امپراتور روم است.
این آثار فقط جنبه تزئینی ندارند. نقشبرجستهها نوعی رسانه سیاسی دوران خود نیز محسوب میشدند؛ زیرا قدرت شاه را برای بیننده نمایش میدادند.
پیکره شاپور اول
یکی از مشهورترین آثار پیکرهسازی ساسانی، مجسمه شاپور اول است.
ابعاد بزرگ این پیکره اهمیت مقام شاه را نمایش میدهد.
در هنر درباری ساسانی، اندازه و شکوه اثر میتواند وسیلهای برای بیان قدرت باشد.
نقاشی در دوره ساسانی
نقاشی ساسانی را میتوان در دیوارنگاریها و سنتهای تصویرسازی دنبال کرد.
آثاری با موضوع شکار، ضیافت، شخصیتهای انسانی و نقوش تزئینی شناخته شدهاند.
یکی از جریانهای مهم مرتبط با این دوران تصویرسازی مانوی است.
کتاب تصویری مانوی که با نام ارژنگ یا ارتنگ شناخته میشود، در تاریخ تصویرسازی ایران اهمیت دارد.
ترکیب نقاشی با تزئینات گیاهی و هندسی در چنین آثاری بعدها میتواند در رشد سنت کتابآرایی ایرانی نیز مورد توجه قرار گیرد.
نساجی و پارچههای ساسانی
نساجی یکی از هنرهای بسیار مهم ساسانی بود.
کارگاههای پارچهبافی در مناطقی مانند بیشاپور، شوشتر و جندیشاپور فعالیت داشتند.
پارچههای ساسانی به دلیل طرح، رنگ و کیفیت بافت شهرت زیادی پیدا کردند.
روی آنها معمولاً نقوشی از:
جانوران، پرندگان، موجودات خیالی و اشکال دایرهای و مرواریدی
دیده میشد.
نفوذ این نقوش بعدها حتی در منسوجات سرزمینهای دیگر نیز مشاهده شد.
قالی بهارستان
یکی از مشهورترین بافتههایی که در روایتهای تاریخی از آن یاد شده، قالی بهارستان یا چهارفصل است.
این قالی با کاخ تیسفون ارتباط داده میشود و در منابع از مواد گرانبها و تزئینات فراوان آن سخن گفته شده است.
هرچند خود قالی باقی نمانده، روایت آن نشاندهنده جایگاه بافندگی و آثار تجملی در دربار ساسانی است.
سفالگری و شیشهسازی
سفالگری در دوره ساسانی ادامه داشت، اما یکی از هنرهایی که پیشرفت قابل توجهی کرد شیشهسازی بود.
هنرمندان ساسانی در ساخت و تراش ظروف شیشهای مهارت زیادی داشتند.
استفاده از تراشهای منظم روی سطح شیشه باعث میشد نور روی ظرف جلوههای متفاوتی ایجاد کند.
فلزکاری ساسانی
فلزکاری یکی از درخشانترین هنرهای این دوره است.
ظروف طلایی و نقرهای با مهارت بالایی ساخته میشدند و اغلب تصاویر شاهان، شکار، جانوران و نقشهای نمادین روی آنها دیده میشود.
روشهایی مانند:
چکشکاری، ریختهگری و طلاکوبی
در ساخت آثار فلزی استفاده میشد.
یکی از معروفترین موضوعات ظروف ساسانی، شاه در حال شکار است.
این تصویر فقط یک صحنه تفریحی نیست؛ شکار در هنر سلطنتی میتوانست نشانه قدرت، مهارت و تسلط پادشاه باشد.
سکههای ساسانی؛ سندی برای شناخت تاریخ و هنر
سکههای ساسانی منبع بسیار مهمی برای شناخت این دوره هستند.
روی یک سمت سکه معمولاً تصویر پادشاه و روی سمت دیگر عناصر مذهبی یا نمادهای حکومتی دیده میشود.
از طریق سکهها میتوان حتی تغییر در تاج پادشاهان، پوشاک، خط و برخی نمادهای مذهبی را بررسی کرد.
بنابراین یک شیء کوچک مانند سکه میتواند اطلاعات تاریخی بسیار زیادی در اختیار پژوهشگر قرار دهد.
موسیقی در دوران ساسانی
یکی از مهمترین بخشهای فرهنگی دوره ساسانی، موسیقی است.
در دوران خسروپرویز موسیقیدانانی مانند باربد و نکیسا شهرت فراوان داشتند.
در روایتهای تاریخی، باربد با نظامی شامل نغمهها و آهنگهای متعدد موسیقی ارتباط داده شده است.
سازهایی مانند چنگ، عود و رباب نیز از سازهای شناختهشده این دوره محسوب میشوند.
اهمیت دوره ساسانی در موسیقی به اندازهای است که بخشی از پایههای سنت موسیقی ایرانی به این دوران نسبت داده میشود.
نمایش و ادبیات در دوره ساسانی
نمایش در این دوران با آیینها، جشنها، مراسم مذهبی، داستانها و اسطورهها ارتباط داشت.
اجرای مراسم و روایت داستانهای حماسی زمینهای برای شکلهای مختلف هنر نمایشی فراهم میکرد.
ادبیات نیز در کنار متون مذهبی رشد پیدا کرد.
آثاری مانند اوستا و یادگار زریران از منابع مهم برای شناخت اندیشه، فرهنگ و ادبیات ایران باستان هستند.
ارتباط چهار دوره فصل دوم تاریخ هنر ایران
برای یادگیری بهتر فصل دوم تاریخ هنر ایران نباید ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی را چهار جزیره جدا از هم بدانیم.
میتوان روند کلی آنها را اینگونه دید:
ماد: جذب و ترکیب سنتهای منطقهای
↓
هخامنشی: ایجاد هنر منظم، باشکوه و امپراتوری
↓
اشکانی: تلفیق هنر ایرانی با جریانهای شرقی و یونانی و تحول معماری
↓
ساسانی: تکامل معماری، هنر درباری و ایجاد سبکی قدرتمند و تأثیرگذار
این زنجیره یکی از مهمترین مفاهیم فصل است.
هر دوره بخشی از دستاوردهای قبلی را حفظ کرد اما متناسب با نیازهای خود آن را تغییر داد.
تحول معماری از ماد تا ساسانی
اگر فقط معماری را دنبال کنیم، روند بسیار جالبی دیده میشود.
در دوره ماد صفه، دژ، ساختمان ستوندار و گوردخمه اهمیت دارند.
در دوره هخامنشی صفه و تالارهای عظیم ستوندار به اوج میرسند.
در دوره اشکانی ایوان، قوس، طاق و گنبد اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
در دوره ساسانی همین عناصر تکامل مییابند و گنبد، چهارطاقی و ایوانهای بزرگ شکل شاخصتری پیدا میکنند.
بسیاری از این ویژگیها بعدها وارد معماری اسلامی ایران میشوند.
پس وقتی یک مسجد چهارایوانی یا بنای گنبددار ایرانی را مشاهده میکنیم، ریشه بعضی از اصول معماری آن را میتوان در دورههای بسیار قدیمیتر جستجو کرد.
تحول تصویر جانوران
نقش جانوران نیز در تمام فصل حضور دارد.
در هنر ماد، سبک جانورسان و نقشهایی مانند بز و شیر دیده میشوند.
در هخامنشی، جانوران در سرستونها، تکوکها و نقشبرجستهها اهمیت زیادی پیدا میکنند.
در اشکانی، تصاویر جانوری در نقاشی، فلزکاری و تزئینات دیده میشوند.
در ساسانی نیز شکار، جانوران و پرندگان به موضوعی مهم در ظروف فلزی و پارچهها تبدیل میشوند.
این استمرار نشان میدهد که بعضی عناصر تصویری میتوانند قرنها در یک فرهنگ باقی بمانند اما شکل و معنای آنها تغییر کند.
خط زمانی ساده فصل دوم تاریخ هنر ایران
| دوره | زمان تقریبی | ویژگی هنری مهم | آثار و مراکز شاخص |
|---|---|---|---|
| ماد | سده هشتم تا ششم پ.م | فلزکاری، معماری صفهای، دژ و گوردخمه | هگمتانه، نوشیجان، زیویه |
| هخامنشی | سده ششم تا چهارم پ.م | معماری عظیم، ستون، نقشبرجسته، فلزکاری | پاسارگاد، شوش، تخت جمشید، نقش رستم |
| اشکانی | سده سوم پ.م تا سوم میلادی | ایوان، گنبد، نقاشی دیواری، هنر تلفیقی | نیسا، هاترا، کوه خواجه، تیسفون |
| ساسانی | سده سوم تا هفتم میلادی | گنبد، ایوان، چهارطاقی، نقشبرجسته و فلزکاری | بیشاپور، فیروزآباد، تیسفون، نقش رستم |
مهمترین آثار فصل دوم که باید بشناسیم
برای مرور بهتر فصل دوم این آثار و مکانها را به خاطر بسپارید:
- زیویه: فلزکاری و آثار مرتبط با هنر ماد
- نوشیجان تپه: نمونه مهم معماری ماد
- هگمتانه: مرکز مهم حکومت ماد
- پاسارگاد: مجموعه مهم دوران کوروش
- آرامگاه کوروش: یکی از شاخصترین آثار پاسارگاد
- تخت جمشید: مهمترین مجموعه معماری هخامنشی
- آپادانا: تالار مهم و تشریفاتی هخامنشی
- نقش رستم: آرامگاهها و نقشبرجستههای مهم
- بیستون: کتیبه و نقشبرجسته مهم هخامنشی
- تکوک: جام جانوری شاخص فلزکاری هخامنشی
- نیسا: مرکز مهم هنر و حکومت اشکانی
- کوه خواجه: معماری و نقاشی دیواری اشکانی
- هاترا: نمونه مهم معماری اشکانی
- طاق کسری: نمونه برجسته معماری دوره ساسانی
- بیشاپور: شهر و مجموعه مهم هنری ساسانی
- نقشبرجسته شاپور: نمونه شاخص حجاری ساسانی
- پیکره شاپور اول: اثر مهم پیکرهسازی ساسانی
- پارچههای ساسانی: نمونه مهم هنر نساجی
- ظروف سیمین و زرین ساسانی: نمونه شاخص فلزکاری
چطور فصل دوم تاریخ هنر ایران را مفهومی یاد بگیریم؟
برای این فصل، حفظ کردن اسم همه آثار بدون شناخت ارتباط میان آنها کار سختی است.
بهتر است برای هر دوره چهار سؤال از خودتان بپرسید:
- این حکومت بعد از کدام حکومت شکل گرفت؟
- مهمترین هنر آن دوره چه بود؟
- چه نوآوری جدیدی وارد هنر ایران کرد؟
- چه چیزی را به دوره بعد منتقل کرد؟
مثلاً برای اشکانیان میتوانید به خاطر بسپارید:
اشکانیان پس از دوره نفوذ یونانی شکل گرفتند، هنر آنها تلفیقی بود، ایوان و گنبد را توسعه دادند و این معماری را به ساسانیان انتقال دادند.
یا درباره ساسانیان:
ساسانیان بسیاری از سنتهای گذشته را احیا کردند، گنبد و ایوان را گسترش دادند، در نقشبرجسته و فلزکاری بسیار پیشرفت کردند و تأثیر زیادی بر هنر دوره اسلامی گذاشتند.
با این روش بهجای حفظ صدها نکته پراکنده، یک ساختار منطقی در ذهن شکل میگیرد.
تفاوت چهار دوره در یک نگاه
ماد = شکلگیری و انتقال
هنرهای مناطق مختلف را جذب و برای دوره هخامنشی آماده کرد.
هخامنشی = نظم و عظمت
هنر امپراتوری با معماری بزرگ، ستونها و نقشبرجستههای منظم شکل گرفت.
اشکانی = تلفیق و نوآوری معماری
هنر شرق و غرب با یکدیگر ترکیب شد و ایوان، گنبد و طاق اهمیت بیشتری یافت.
ساسانی = تکامل و تأثیرگذاری
معماری، فلزکاری، نقشبرجسته، موسیقی و نساجی رشد زیادی کردند و بر دورههای بعد تأثیر گذاشتند.
نتیجهگیری؛ فصل دوم تاریخ هنر ایران چه چیزی به ما میآموزد؟
فصل دوم تاریخ هنر ایران داستان شکلگیری و تکامل هنر در چهار حکومت بزرگ ایران باستان است.
در دوره ماد، سنتهای هنری مناطق مختلف با یکدیگر ترکیب شدند و زمینهای برای هنر دوره بعد ایجاد کردند.
هخامنشیان این تجربهها را در قالب هنری منظم، باشکوه و متناسب با یک امپراتوری بزرگ توسعه دادند. تخت جمشید، پاسارگاد، نقشبرجستهها، ستونها و آثار فلزی نشانههای مهم این دوران هستند.
اشکانیان در شرایطی متفاوت میان فرهنگهای شرق و غرب قرار گرفتند و توانستند ضمن حفظ هویت ایرانی، نوآوریهای مهمی در معماری مانند گسترش ایوان، قوس، طاق و گنبد ایجاد کنند.
ساسانیان این مسیر را به مرحلهای کاملتر رساندند. گنبدها و ایوانهای عظیم، آتشکدهها، نقشبرجستههای صخرهای، ظروف فلزی، پارچهها و موسیقی پیشرفته نشاندهنده گستردگی هنر در این دوره هستند.
اما مهمترین مفهوم فصل این است که تاریخ هنر یک جریان پیوسته است.
هیچ دورهای هنر خود را کاملاً از صفر آغاز نمیکند. هر نسل چیزی از گذشته دریافت میکند، آن را مطابق اندیشه و نیازهای خود تغییر میدهد و دوباره به نسل بعد انتقال میدهد.
با درک همین موضوع، فصل دوم از مجموعهای از نام پادشاهان، بناها و اشیای باستانی به داستانی روشن از تحول هنر ایرانی تبدیل میشود.
دیدگاهتان را بنویسید